|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
بدن ما و ظاهر ما آینه ی وجود ماست. برای اینکه متفاوت بشیم باید از درون متحول بشیم. "فرازی از سخنان دوستی بسیار عزیز" این دوست سخنان دیگه ایی هم داره اگه می خواین بشنوین پس باید ادامه ی مطلب رو بخونین: ...یادتون باشه٬ یادمون باشه که هر آدمی توی دنیای ذهنش زندگی می کنه. تمام مشکلات شما٬ تمام خصوصیات شما٬ همه ی اون چیزی که هستید و اون چیزی که در اطراف تون هستش در واقع اون چیزیه که شما فکر می کنید هستید و اون چیزیه که شما فکر می کنید در اطراف تون هست. هیچ کدوم ما هیچ کنترلی بر دنیای بیرون مون نداریم. هیچی. نه می تونیم آدمهای اطراف مون رو عوض کنیم٬ نه می تونیم شرایط مون رو عوض کنیم٬ نه می تونیم نقطه ی شروع زندگی رو عوض کنیم... اما یه چیز قابل عوض کردنه و اون طرز فکر ما نسبت به خودمون و نسبت به دنیای اطراف مونه. فکر آدمها تنها مطاعیه که کاملا٬ صددرصد و قطعا می تونه تحت کنترل شون باشه. اگر جرات داشته باشند که مسئولیتش رو قبول کنن. اگر امروز دیدید به هر دلیلی مدتهاست چیزی رو می خواهید و برای داشتنش قدم برنداشتید٬ یا فقط دور خودتون دارید می چرخید... بدونید که اشکال نه از شرایطه٬ نه هیچی دیگه... فقط یه جایی توی طرز فکر شماست که اشکال داره. یا نسبت به خودتون و یا اون هدف. یا هر دو. اکثر ما آدمها به چیزهایی که می خوایم نمی رسیم نه برای اینکه عرضه ی رسیدن بهش رو نداریم بلکه برای اینکه جرات واقعا خواستنش رو پیدا نمی کنیم. آدمها بالاخره باید در جهتی زندگی کنند. دو حالت بیشتر نداره: یا در جهت اهدافی که خودشون جرات کردن و چیدن و یا در جهتی که به دیگران اجازه دادن براشون بچنین. حالت سومی نداره. حالا شما هم اگه دوست دارین برین فکر کنین و ببینین که چطوری می شه فکر رو عوض کرد؟. لازم نیست بیاین اینجا بنویسین و همین که بهش فکر کنین کافیه. چون این چیزی بوده که دوست مون دوست داشته در موردش حرف بزنه چون همونطور که اون بالا نوشتم معتقده که: بدن ما و ظاهر ما آینه ی وجود ماست. برای اینکه متفاوت بشیم باید از درون متحول بشیم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 12:15 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: آرزومند آن مباش که چيزی غير از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی. دیگه فکر کنم این پست بنا به صحبت های مطرح شده توی انارستان٬ نیاز به توضیح نداره و فقط کپی پیستی هستش از نوشته های خوب و دلسوزانه ی شری عزیز و ترجمه ی روان شانه ی گل در خصوص هشدار در مورد رژیم های کاهش وزن ناموزون. دم هر دوشون همیشه گرم و آتشین هستش و گل می گن. شما هم که قدم رنجه کردین و تا اینجا اومدین اگه قبلا با دقت خوندین و باهاش موافق هستین که هیچی فقط اگه دوست دارین٬ یه گل بکارین توی پیامخونه! و برین دنبال لایف استایل بهینه تون. اگه خوندین و مخالفین٬ اگه دوست دارین بگین چرا مخالفین. اگه نخوندین و الان می خواین بخونین که دم تون گرم. اگه نخوندین و الان هم نمی خواین بخونین که عیب نداره هر وقت فرصت داشتین و حال و حوصله ایی بود حتما بهش یه نگاه بندازین پلیز!. این ترجمه ی روان شانه : "سلام به همگی. میدونم مطالبی که میخوام بگم بعضی ها رو واقعاْ عصبانی خواهد کرد، و من از این بابت متاسفم، ولی ترجیح میدم کار صحیح رو انجام بدم و درباره این رژیمی که بعضی از بچه های انارستان دنبال میکنند یک سری نکات رو براتون روشن کنم. میبخشید که به فارسی نمینویسم ولی امیدوارم نسخه انگلیسی مطلب برای اعضا قابل استفاده و مفید باشه. این هم نوشته ی تامل برانگیز شری : Hello all. I know this will make some people really angry and I am going to probably regret it, but I rather do the right thing and tell you few words regarding this crash diet that some girls are on at Anarestan. I am sorry that I can't write this in Farsi, but sure hope the English version helps some members. Some of you already know that I am a certified personal trainer and have been in this field for about 10 years now. Over the years I have seen so many people on so many different diets that I can't even count them. I also have seen so many people with Eating disorder disease. Listen girls, my own niece suffered from Anorexia and Bulimia for years without admitting to it. I saw how this healthy 18 year, beautiful old soccer player turned to a pale ghost of less than 80 lbs girl with thin hair and brown teeth. I saw how her fragile body couldn't even handle her own weight while she insisted on that she is full and can't take another bite of her food. I saw how after every lunch or dinner she would disappear to the bathroom only to throw up the 2 spoons of food that she had taken. The worst was when she started getting spasm in her fingers that made them looked crippled which was due to the lack of nutrition. Please take this writing as an advice to those of you who care about yourself more than what you see in the mirror. Have some self respect for yourself and stop being mesmerized by what you see on the cover of magazines. Ask yourself if it is worth to put your health on the line only to look like a barbie. If the answer is yes, then you should stop reading right here. پی نوشت (۱): آقا عنوان پست رو از کلید واژه هایی استفاده کردم که معمولا اکثر رژیم گیرنده گان سرعتی٬ ازش استفاده می کنن٬ یعنی صرف رسیدن این نوع افراد از طریق سرچ به این پست. ضمنا با اجازه ی شری و شانه (در واقع الان دارم تازه اجازه می گیرم!) به جز اسم انارستان سایر اسامی خاص رو حذف کردم و توی پرانتز نقطه گذاشتم. با این امید که سو تفاهمی ایجاد نشه. پی نوشت (۲): ازآیدین عزیز هم ممنونم که با صحبت های خوبش توی انارستان باعث شد این بحث به سمت و سوی اصلی خودش پیش بره و ابهاماتش تا حد ممکن رفع بشه. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 12:41 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: فصيح ترين زبان ، عمل است. بحث درصد چربی بدن توی انارستان برای من خیلی جالب بود و باعث شد که به نکاتی توجه و دقت کنم که تا حالا گذرا ازش می گذشتم و خیلی روشون دقیق نمی شدم مثلا مثل این ترکیب:
در کل به این نتیجه رسیدم که اندازه گیری هایی که برای برآورد سلامتی بدن انجام می شن اگرچه هر کدوم به تنهایی یه معنی دارن ولی وقتی در کنار هم قرار می گیرن معانی مختلفی پیدا می کنن و بعد سرجمع شون یه برآورد نسبی به ما می ده و در عین حال ممکنه توی هر مرحله خطاهایی موقع اندازه گیری داشته باشیم.
حالا با این اشکالی که بر BMI وارد می شه٬ ما تپلها که کاهش وزن توی دستور کارمون هستش٬ الزاما سوق داده می شیم به طرف شاخص بعدی یعنی درصد چربی بدن ( Body Fat Percent ) که برای این یکی دیگه به یه فرمول و متر و ترازو بسنده نمی شه و همونطور که دوستان توی انارستان گفتن انواع و اقسام ابزار اندازه گیری و روشهای مختلف برای اندازه گیری اش لحاظ شده. منتها باز هم این ابزارها رو بطور کلی یه خطای ۶-۲ درصد براشون در نظر می گیرن. ولی به هر حال باز چون یه برآورد نسبی از بدن رو می ده در نتیجه بهتر از هیچ هستش. در واقع می شه گفت که درصد چربی بدن مکملی هستش برای سنجش BMI و در مواقعی که توی شرایط نرمال با رژیم منطقی و ورزش متناسب٬ وزن کم نمی کنیم و BMI مون پایین نمی یاد٬ سنجش درصد چربی بدن٬ معیار بهتری برای برنامه ریزی آتی و ادامه ی راه هستش. منتها باز هم گوشه ی چشم مون باید مراقب خطاهای این روش اندازه گیری هم باشه.
پی نوشت: |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:9 توسط دیانا
|
|
||