تبليغاتX
توان
شنیدید که می گن:

 عاقبت جوینده یابنده بود

یادتونه یک حدود ماه پیش توی گروه گفتم که یه قلک خریدم که پولی رو که روزانه برای خرید غذا و هله و هوله های غیر رژیمی صرف می کردم رو بریزم توش و بجاش غذای سالم از خونه ببرم؟ و بعدش پول پس انداز شده رو یه وسیله ی ورزشی بخرم که باشگاه خونگی مون تکمیل تر بشه؟. خب٬ بالاخره اون روز موعود فرارسید و پولها به حد نصاب رسید و الان یه اسلندر شیپر  خوشگل و مامانی! دارم بلکه با همت خودم و خودش بالاخره اسلندرلیدی هم بشم!.

این یه هفته ایی هم که درست و حسابی ننوشتم برنامه ی غذایی ام رو رعایت کردم و فقط یه شب بدجوری ته دیگها چشمک می زدن و من هم ناامیدشون نکردم!. اما برنامه ی ورزش ام کمی مختل شد و تقریبا روزی یه ساعت فقط تونستم انجام بدم و بیشترش هم نرمش و حرکات کششی بود. فکر می کنم که گرمای هوا هم بی تاثیر نیست و کمی آدم رو سست می کنه و از طرفی چون ۱۰٪وزن ام رو کم کردم در نتیجه باید کمی به بدن ام استراحت می دادم تا خیلی بهش فشارنیاد و از طرفی افسار روند  ثبات وزن رو دستم بگیرم!. ولی به هر حال دوباره از امروز کمی برنامه ام رو با جدیت بیشتر دنبال می کنم و بیشتر سعی می کنم که روی ورزش تکیه کنم و ملاتش رو بیشتر کنم!.

اما برنامه ی دیروز یکشنبه :

فعالیت های ورزشی شامل:
۱- نیم ساعت نرمش.
۲-نیم ساعت اسلندرشیپر.

صبحانه:
۱- یک لیوان آب ولرم با دو قاشق سرکه ی سیب = ۱۰ کالری
۲- کمی سالاد = ۱۰ کالری
۳- عدس آب پز شده= ۱۵۰ کالری
۴- یک لیوان قهوه = ۵ کالری

میان وعده صبحگاهی:
۱- چای اولانگ ۱۰۰۰ میلی لیتر = صفر کالری
۲- یه سیب سبز متوسط با پوست= ۵۰ کالری

ناهار:
۱- سالاد و مخلفات = ۵۰ کالری
۲- ماهی تن با سبزیجات مختلف = ۳۵۰ کالری
۳- یک لیوان چای سبز = صفر کالری

میان وعده عصرگاهی:
۱- یک بطری ۵۰۰ میلی لیتری چای لیمو= ۶۰ کالری
۲- یک عدد گریپ فروت بزرگ و قرمز =۸۰ کالری

شام:
۱-سالاد و مخلفات = ۳۰ کالری
۲- سویای آب پز با سایر سبزیجات آب پز= ۲۰۰ کالری
۳- یک لیوان آب = صفر کالری
۴- یک لیوان شیر کم چربی= ۱۰۰کالری

مکمل ها:
۱- یک عدد مولتی ویتامین مینرال
۲- یک عدد اسید فولیک
۳-یک عدد کلسیم

مجموع فعالیت ورزشی = یک ساعت
مجموع مایعات دریافتی = ۳۰۰۰ میلی لیتر !
مجموع کالری دریافتی = حدود ۱۰۳۵ کالری

پی نوشت: آقا ما این رو صبح پست کردیم و رفتیم پی کارمون٬ الان دیدیم که ای بابا تاریخ گذشته بوده رفته اون پایین پایین ها!!ا.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 14:8  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:


خوردن یک سیب در روز شما رو از مراجعه به دکتر بی نیاز می کنه.


اول باید بابت این همه تاخیر در نوشتن٬ از دوستانی که بهم توی این چند روز سر زدن معذرت بخوام. این روزها درگیر اردو رفتن دلبند بودم و هم باید یه سری وسیله براش مهیا می کردم و هم باید بیشتر براش وقت می ذاشتم که جبران این چند روزی که دور از ما هستش بشه. در نتیجه هم نتونستم به وبلاگ دوستان سر بزنم و هم نتونستم اینجا چیزی بنویسم. امروز دلبند رفت اردو و دوشنبه برمی گرده. سعی می کنم توی این یکی دو روز به همه تون سر بزنم و از شرمندگی در بیام.


راستی مریم پرسیده بود که چرا سرکه ی سیب می خورم. حتما باید شنیده باشین که می گن روزی یک سیب بخورید تا مریض نشین! حالا سرکه اش هم سرشار از خاصیت هستش و می گن معجزات زیادی داره!.سرکه سیب حاوی مواد معدنی زیادی هستش وعلاوه بر خواصی که کلا سرکه بر روی دستگاه های تصفیه کننده خون داره٬ سرکه ی سیب خواص بیشتری هم داره و نه تنها یک اسید استیک سالم و ملایم هستش وبر روی کبد و کیسه صفرا اثر فعال کننده داره بلکه به مقدار قابل توجهی دارای پتاسیم٬فسفر٬کلرور منیزیم٬کلرورسدیم٬گوگرد٬ویتامین های گروه B و ویتامین D هستش که این مواد موجود در سرکه سیب باعث طراوت و نشاط سلول های بدن می شه و می تونه دستگاه گوارش را فعال کنه و اثر فوق العاده خوبی هم بر روی هضم مواد چربی-گوشتی وپروتئین دارد. می گن یکی از بهترین فرمولها برای درمان اضافه وزن مصرف یک قاشق مرباخوری سرکه سیب توی یک لیوان آب ولرم ناشتا هستش.
اوایل خیلی سخت بود برام خوردنش ولی الان به عنوان چاشنی غذا٬ جاش رو توی سفره ی خونه ی ما باز کرده. اگه خواستین بخورین٬ فقط مواظب باشین که خالی نخورین و حتما روی غذایی چیزی بریزین که معده تون اذیت نشه.


بعضی از فواید سرکه ی سیب اینه:

پتاسيم فراوان داره.
سرشار از انواع آنزيم هاست.
باعث بهبود درد مفاصل ميشه.
دستگاه گوارش را تقويت مي كنه.
باعث شادابي و آرامش مي شه.
مواد سمي را از بدن دور مي کنه.
خواص بسیار عالی برای کاهش وزن داره.
طراوت و شادابي پوست را به همراه داره.
جداره ی رگها رو نرم می کنه  و از فشار خون جلوگيري ميكنه.

 برای بقیه خواصش و معجزاتش هم برین کتاب معجزات سرکه ی سیب رو بخونین٬ چون من نمی تونم حق مطلب رو ادا کنم!.

راستی اینها هم تبلیغات هستش برای فروش محصولات لاغری!!!:

اسلیم داون
سرکه سیب
90 قرص
کمک به تنظیم و تعادل وزن بدن. این ترکیب باعث تخلیه چربی از بدن می شود و بدین وسیله به کاهش وزن و سلامت بدن کمک می کند. بیش از 2000 سال است که بشر از این ترکیب استفاده می کند و برای کنترل وزن در افرادی که رژیم غذایی خاصی را دنبال می کنند و یا مصرف توام با سایر محصولات اسلیم داون جیمسون کاملا مناسب و مفید است. این فرمول جیمسون حتی برای بچه ها ، افراد با فشار خون بالا و نیز افراد دیابتی کاملا مناسب است. برای اثر بیشتر توصیه می شود که 2-3 لیوان اضافی آب در روز مصرف شود.

اسلیم داون
سرکه سیب سوپر
90 کپلت
این ترکیب مشابه سرکه سیب است با این تفاوت که توسط یک ترکیب چربی سوز گیاهی نیز تقویت شده است.

باور ندارین برین اینجا رو ببینین!.

از قدیم گفتن هرچیزی طبیعیش خوبه!. پس اگه با دکترتون مشورت کردین و دیدین ناراحتی معده ندارین و می تونین سرکه ی سیب رو به عنوان چاشنی بخورین٬ "ب"  بسم الله رو بگین و برین سراغ سرکه ی سیبی که رنگش قهوه ای تره و رسوبات ته اش هم بیشتر!. اگه مثل ما هم دست تون به جایی بند نبود از سرکه ی سیب تصفیه شده هم استفاده کنین باز بهتر از هیچی هستش!.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 3:42  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

اگر از شکست می ترسید فکر موفقیت را به سر راه دهید. اگر از بیماری در هراسید اندیشه ی تندرستی کامل را به ذهن بسپارید.

این ها رو که می دونستین. پس بذارین یه لینک کارگشا بهتون معرفی کنم. اینجا  با عکس های هوس انگیزانه اش! می بینین که میزان ۲۰۰ کالری چقدر هستش. بعد می تونیم بسنجیم که آیا محاسبه ی کالری روزانه مون درست هستش یا نه. شاید یکی از عللی که بعضی از ماها کاهش وزن مون خیلی محسوس نیست٬ همینه که توی محاسبه ی کالری اشکال داریم و مقدار کالری روزانه مون رو خیلی کمتر از اون چیزی که واقعا هستش ما تخمین می زنیم. شاید بد نباشه که یه مرور دیگه روی میزان کالری مواد غذایی داشته باشیم تا مطمئن بشیم تخمین زدنهامون خیلی دور از واقعیت نیست.

فعالیت ورزشی دیروز پنج شنبه:
۱- نرمش توی دو نوبت.
۲- کار با دستگاه
۳- ورجه وورجه روی پله!

صبحانه:
۱- یه لیوان آب میوه ی سبزیجات = ۱۰۰ کالری
۲- مرغ آب پز = احتمالا ۲۰۰ کالری
۳-کمی سالاد = ۲۰ کالری

میان وعده صبح گاهی:
۱- یه لیوان چای سرد= صفرکالری
۲- یه پرتقال = ۴۵ کالری
۳- یه لیوان آب = صفرکالری
۴- یه بطری ۵۰۰ میلی لیتری اولانگ چای= صفرکالری

ناهار:
۱- کمی میگو سرخ شده = ۲۰۰ کالری
۲- سبزیجات آب پز شده = ۱۰۰ کالری
۳- یه لیوان چای سبز= صفرکالری

میان وعده ی عصرگاهی!:
۱- یک لیوان چای لیمو ی سرد= ۲۵ کالری
۲- ماست کم چربی ۱۸۰ گرم = ۹۰ کالری
۳- یه لیوان قهوه ی سرد با کرم= ۳۰ کالری

شام:
۱- سالاد کلم و مخلفات= ۴۰ کالری
۲- کمی سبزیجات آب پز شده و پنیرپیتزا دیده شده! = ۷۰ کالری
۳- کمی نون جوی سبوس دار= ۱۰۰ کالری
۴- دو لیوان اب = صفر کالری
۵- سه قاشق غذاخوری سرکه ی سیب = ۱۰ کالری

مکمل ها:
۱- یه قرص مولتی ویتامین مینرال
۲- یه قرص اسید فولیک.

مجموع فعالیت ورزشی= یک ساعت و نیم
مجموع کالری دریافتی = ۱۰۳۰ کالری
مجموع مایعات دریافتی =  ۲۸۰۰ میلی لیتر

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 11:25  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:
برو کار می کن مگو چیست  کار
که سرمایه ی جاودانی ست کار

حالا٬ می گم بنظرتون بین کاهش وزن و کاریابی ارتباط معنی دار وجود داره؟ اگه آره که هیچی. اما اگه نه٬ پس چرا از وقتی من عضوانارستان شدم هی چپ و راست بهم پیشنهاد کار می شه و من مجبورم پوزش بخوام؟!. سه سال پیش یه جا فرم پر کرده بودم که فارسی درس بدم  بعد از اینکه چند کیلویی وزن کم کردم بهم ایمیل زدن که حالا بیا درس بده!. یا مثلا انسان شریفی که مدتها ست دارم ازش چیز یاد می گیرم بعد از کاهش وزن یه هو بر می گرده می گه بفرمایین برین فلان جا کار کنین!. یا دوستی که هر از چندی می بینمش یه هو توی خیابون دست تکون می ده و می گه: میایی شرکت ما کار کنی٬ نیاز به یه همکار نیمه وقت داریم!. خلاصه که اگه همینطوری پیش بره و من به زیر شصت کیلو برسم احتمالا باید روزانه کارهای پیشنهادی رو هی رد کنم!.

اما فعالیتهای دیروز سه شنبه شانزدهم امرداد ماه:

۱- نرمش در دو نوبت که جمعا می شه نیم ساعت
۲- کار با استپ و وزنه زنی! حدود یک ساعت.

تغذیه ی دیروز:
صبحانه:
۱- یه لیوان آب میوه ی سبزیجات = ۱۰۰ کالری
۲- عدس اب پز شده حدود ۵۰ گرم = احتمالا ۱۰۰ کالری
۳-کمی سالاد = ۲۰ کالری

میان وعده صبح گاهی:
۱- یه لیوان چای سرد= صفرکالری
۲- یه کیوی = ۴۵ کالری
۳- دو لیوان آب = صفرکالری

ناهار:
۱- ساندویچ = ۳۵۰ کالری
۲- دو لیوان چای لیموی سرد =  ۵۰ کالری

میان وعده ی عصرگاهی!:
۱- یک لیوان چای لیمو ی سرد= ۲۵ کالری
۲- ماست کم چربی ۱۸۰ گرم = ۹۰ کالری
۳- لوبیا ی سویای آب پز = ۱۰۰ کالری

شام:
۱- سالاد کلم و مخلفات= ۴۰ کالری
۲- کمی مرغ تفت داد شده با روغن زیتون = ۳۰۰ کالری
۳- کمی نون جوی سبوس دار= ۱۰۰ کالری
۴- دو لیوان اب = صفر کالری

مکمل ها:
۱- یه قرص مولتی ویتامین مینرال
۲- یه قرص اسید فولیک.

مجموع فعالیت ورزشی= یک ساعت و نیم
مجموع کالری دریافتی = ۱۳۲۰ کالری
مجموع مایعات دریافتی =  ۲۷۰۰ میلی لیتر

ضمنا ببخشید که من نمی تونم مرتب بنویسم تا رموز وبلاگنویسی بیاد دستم هنوز کلی راه در پیش دارم!.
  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 7:56  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

هنر چشمه ی زاینده است و دولت پاینده.

هیچی فقط خواستم بگم خوش به حال هنرمندها!.
حالا که هنرمند نشدیم پس لااقل بذاربن رژیم ام رو ادامه بدم بلکه شاید توی پروسه ی کاهش وزن٬ قلم ام از خشکی دربیاد و بتونم کمی راحت تر بنویسم و هنرمندک! بشم.

و اما مکمل ها!!!. ما خونوادگی از یه سال پیش شروع کردیم به مولتی ویتامین مینرال خوردن. بهانه مون هم سن رشد دلبند بود. متاسفانه دلبندک! کمی توی خوردن گروه سبزیجات لنگ می زنه٬ و چون صلاح نیست که به زور چیزی رو ازش بخوایم که بخوره در نتیجه به توصیه دکتر٬ مولتی ویتامین رو وارد برنامه ی روزانه کردیم٬ تا زمانی که دلبند سنین بحران رو پشت سر بذاره و خودش با انتخاب خودش روی به سبزیجات بیاره و سالاد رو با لذت بخوره. ضمنا علاوه بر مولتی ویتامین٬ خودم روزی یه اسید فولیک هم می خورم. حالا چون خوردن اینها ربطی به رژیم گرفتن نداره نمی دونم که به حساب گزارشات رژیمی بذارم یا نه؟ حالا می ذارم ولی بدانید و آگاه باشید که به خاطر رژیم اضافه نشده. 

اما برنامه ی دیروز یکشنبه چهاردهم امرداد:

فعالیت های ورزشی شامل:
۱- نیم ساعت نرمش.
۲-یک ساعت استپ.

تغذیه:
صبحانه شامل:
۱- یک لیوان آب پرتقال = ۱۰۰ کالری
۲- کمی سالاد = ۱۰ کالری
۳- ماست ۲۰۰ گرم = ۱۶۰ کالری
۴- یک لیوان قهوه = ۵ کالری

میان وعده صبحگاهی:
۱- چای اولانگ ۱۰۰۰ میلی لیتر = صفر کالری
۲- مقداری سمبه ( یه جور هله هوله!!) = ۵۰ کالری

ناهار:
۱- سالاد و مخلفات = ۵۰ کالری
۲- بیفتک با تزئینات هویج و لوبیا و چند جور سبزی دیگه که نمی دونم چی چی بود! = ۴۰۰ کالری
۳- یک لیوان چای سبز = صفر کالری

میان وعده عصرگاهی:
۱- یک بطری ۵۰۰ میلی لیتری چای لیمو= ۶۰ کالری
۲- یک عدد کیوی = ۴۰ کالری

شام:
۱-سالاد و مخلفات = ۳۰ کالری
۲- لوبیا پلو با برنج قهوه ای = ۳۰۰ کالری
۳- یک لیوان آب = صفر کالری
۴- یک بستنی!!! = ۱۴۰ کالری

مکمل ها:
۱- یک عدد مولتی ویتامین مینرال
۲- یک عدد اسید فولیک

مجموع فعالیت ورزشی = یک ساعت و نیم
مجموع مایعات دریافتی = ۳۰۰۰ میلی لیتر !!!!
مجموع کالری دریافتی = ۱۳۰۰ کالری

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 15:38  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

فرصت چيزی است که اگر زياد به دنبالش بگرديد از دست می رود

من هم این دو روزه مترصد فرصت درست و حسابی هستم که بنویسم اما نشد٬ همون فرصتی هم که بدست اومد٬ در راه ماعری! گذشت.
با توجه به اینکه یک هفته می شه که ده درصد وزنم رو کم کردم٬ باز از اون موقع دنبال فرصت می گشتم که برم یه چکاپ بکنم. خوشبختانه پنجشنبه میسر شد و رفتم دکتر و یه سری آزمایش خون و مخلفات!دادم  و همچنین آزمایشهای اولیه سرطان معده رو
خواستم که دکتر برام بنویسه. گفتم کار از محکم کاری عیب نمی کنه!. بخصوص چون میزان مصرف لیمو ترش ام افزایش پیدا کرده و از طرفی سرکه ی سیب رو هم که قبلا اصلا نمی دونستم چیه! هر روز دارم مثل دائم الخمرها پیک پیک می رم بالا! گفتم نکنه یه وقت بلایی سر معده ی بیچاره ام بیارم. جواب آزمایش ها رو دیروز  گرفتم و خوشبختانه  همه چی میزون و اندازه هستش.
موقع جواب گرفتن هم کلی با دکتره کل کل کردم و راههای بهتر رژیم رو ازش پرسیدم که در کل چیزی بیشتر از توصیه های خوب انار نداشت.
راستی برای داشتن وزن ایده آل بر حسب قد هم این فرمول رو داد:

وزن ایده آل = شاخص توده ی بدن(=بی ام آی) ضربدر توان دوم قد بر حسب متر.

احتمالا  سایتهای مختلف این فرمول رو دارن و من تا حالا دقت نکرده بودم. برام جالب بود٬ چون حالا می دونم بر حسب اینکه بخوام بی ام آیی حول و حوش ۱۸ داشته باشم (که در واقع مرز لاغری هستش٬ و ایده الش حدود ۲۲ هست) مجازم که با توجه به قدم٬ تا پنجاه کیلو پیش برم.
خلاصه شما هم اگه کاهش وزن محسوس داشتین٬ توصیه می کنم که یه بادی چک داشته باشین. حداقلش اینه که ضرری نداره حالا اگه منفعتی هم نداشته باشه!.

اما فعالیتهای دیروز جمعه ( دیگه پنج شنبه رو نمی نویسم چون خیلی شبیه به جمعه بود):
۱- نیم ساعت نرمش و ورزش.
۲- ۱۰ دقیقه نرمش گروهی که آخرین روزش بود.
۳- حدود یکساعت کار با دستگاه استپ در دو نوبت صبح و قبل از شام.
۴- بیست دقیقه دراز و نشست به کمک دلبند.

خوشمزه ها:
صبحانه:
۱-یک لیوان آب سرد=  صفر کالری
۲-یک لیوان آبمیوه سبزیجات و میوه = ۱۰۰ کالری
۳- سالاد کلم(گوجه+خیار) = ۲۰ کالری
۴- یک چهارم سینه ی مرغ  سرخ شده= ۲۰۰ کالری
۴- یک لیوان قهوه ( یک قاشق مرباخوری نسکافه + دو قاشق شیرخشک رژیمی) = ۵ کالری

میان وعده صبحگاهی:
۱- یک بطری سرد ۵۰۰ میلی گرمی چای سبز= صفر کالری
۲- یک عدد گریپ فروت قرمز= ۵۰ کالری
۳- یک لیوان چای سرد= صفر کالری

ناهار:
۱- سالاد کلم ( گوجه + خیارشور+ ذرت + زنجبیل) = ۵۰ کالری
۲- یک تکه ماهی کبابی = ۲۰۰ کالری
۳- دوتا گل کلم سفید٬ سه تا گل کلم بروکلی٬ یک هویج متوسط٬ پنجاه گرم نخودفرنگی (همه شون آب پز شده بودن ) = ۷۰کالری
۴- یک لیوان چای سبز = صفر کالری   
                                          
میان وعده عصرگاهی:
۱- یک لیوان چای اولانگ =  صفر کالری
۲- یک لیوان آب خنک = صفر کالری
۳- یک عدد پرتقال متوسط=  ۴۵ کالری

شام:
۱- دوتا گل کلم سفید٬ سه تا گل کلم بروکلی٬ یک هویج متوسط٬ پنجاه گرم نخودفرنگی (همه شون آب پز شده بودن ) = ۷۰ کالری
۲- یک ماست خوری جوونه ماش ریز خرد شده ی شناور در آب یه لیموی تازه ی درشت = ۴۰ کالری
۳-یک ساندویچ کباب دونر با سس کم با نون غیر رژیمی = احتمالا ۴۰۰ کالری
۴- دو لیوان آب = صفر کالری
سه قاشق غذاخوری سرکه ی سیب = ۱۰ کالری

مجموع فعالیت ورزشی = دو ساعت

مجموع مایعات دریافتی = ۳۲۰۰ میلی لیتر

مجموع کالری دریافتی =۱۲۶۰ کالری
 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 11:37  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

در ناامیدی بسی امید است
پایان شب سیه  سپید است

این رو به خاطر گل روی آرام جون نوشتم که خواسته بود در مورد امیدواری بنویسم اما دقیقا متوجه نشدم منظورش چی بود. به هر حال از دید من٬ امیدواری هم برمی گرده به نحوه ی تفکرمون و در واقع سکوی پرتابی هستش که به اتکا اون می خوایم به آینده ی بهتری برسیم. اما این وسط باید حواسمون باشه که اونقدر درگیرش نشیم که زمان حال رو که در واقع برگ برنده مون هستش رو از دست بدیم. باید در لحظه زندگی کرد و دور نمای آینده رو پایه ریزی کرد.
نویسنده ی وبلاگ آمادگی جسمانی وایروبیک٬ ضمن لطفی که داشتن٬ اشاره به آهسته و پیوسته رفتن کردن و اینکه ورزش دوساعت و نیمی رو برای یک روز زیاد دونسته بودن.ضمن اینکه من هم با ایشون هم عقیده هستم که باید آهسته و پیوسته رفت ولی لازم دیدم چند تا نکته رو یادآوری کنم که یه کم شرایط بهتر دیده بشه. این مقدار ورزش کردن در حال حاضر برای من٬ بیشتر از اینکه تمرین بدنی باشه٬ حکم تمرین ذهنی رو داره. من اگه فرضا روز سه شنبه بعدازظهر٬ سراغ ورزش نمی رفتم٬ یقینا پای بساط کامپیوتر! بودم. پس قبل از اینکه درگیر جاذبه ی کامپیوتر و اینترنت بشم٬ به ورزش اولویت دادم. هرچند که بعدش شرایطی پیش اومد که تا آخرشب بدوبدو داشتم و نتونستم اصلا پای کامپیوتر بنشینم ولی باز خودم راضی بودم که تونستم فعالیت ورزشی بیشتری داشته باشم.
منظور من از این همه توضیح این بود که یادآوری کنم که قطعا دوساعت و نیم فعالیت ورزشی در روز٬ برای یه زندگی نرمال شاید امکان پذیر نباشه و حتی شاید برای دوستانی که اینجا رو می خونن بدآموزی! داشته باشه و فکر کنن که خودشون دارن کم کاری کی کنن. ولی دقت کنین که من اوقاتی رو به ورزش اختصاص می دم که قبلا به تعبیری اوقات مرده ی من بودن. یک ساعت بی هدف توی اینترنت چرخیدن و یا دیربیدار شدن مواردی هستن که دارم برای شیوه ی بهتر زندگی٬ تغییر می دمشون. ضمنا چون مبنای ورزشم رو بر پایه ی شعار «خانه را سراسر باشگاه می کنیم!» گذاشتم٬ در نتیجه بیشتر اوقات ورزش کردنم توی خونه می گذره و بهانه ای برای اینکه هوا گرم بود یا بیرون بارون می یاد یا هوا سرده یا ورزشگاه دوره و...ندارم و اینطوری کلی توی وقتم و هزینه ام صرفه جویی می شه. از طرفی اگه می گم یک ساعت استپ زدم٬ در واقع این مرحله٬ طی یه بازه ی زمانی یک ساعت و نیمه تا دو ساعته انجام شده٬ چراکه وسطش٬ پیاز داغم رو هم٬ هم زدم و غذای شب رو هم فرضا درست کردم یا با دلبند حرف زدیم و کارهای روز رو مرور کردیم و یا یه برنامه ی تلویزیونی ایی رو که قبلا لم داده می دیدم٬ حالا حین ورزش کردن می بینم و امثالهم.
حالا با وجود همه ی اینها اگه باز هم فکر می کنین که باید ساعت کمتری رو اختصاص بدم به ورزش یا باید مواردی رو اصلاح کنم٬ خوشحال می شم که بهم بگین و راهکارهای عملی تون و پیشنهاد ها تون رو بشنوم.

حالا فعالیتهای چهارشنبه دهم امرداد:

۱- نیم ساعت ورزش و نرمش
۲- ده دقیقه نرمش گروهی
۳-بیست دقیقه پیاده روی آروم
۴- یک ساعت استپ با همون دستگاه دیروز در دو نوبت صبح و عصر.

تغذیه:
صبحانه:
۱-یک لیوان شیر کم چربی =  ۱۴۰ کالری
۲- سالاد کلم(گوجه+خیار) = ۲۰ کالری ( حجمش کم بود)
۳- یک عدد تخم مرغ آب پز = ۷۰ کالری
۴- یک لیوان قهوه ( یک قاشق مرباخوری نسکافه + دو قاشق شیرخشک رژیمی) = ۵ کالری

میان وعده صبحگاهی:
۱- یک بطری سرد ۵۰۰ میلی گرمی چای اولانگ = صفر کالری
۲- یک عدد کیوی = کالری اش چقدره؟ حالا فرضا ۵۰ کالری
۳- یک لیوان چای ولرم بدون قند = صفر کالری

ناهار:
۱- سالاد کلم ( گوجه + خیارشور+ ذرت + زنجبیل) = ۵۰ کالری
۲- نصف سینه ی مرغ کبابی = ۲۰۰ کالری
۳- دوتا گل کلم سفید٬ سه تا گل کلم بروکلی٬ یک هویج متوسط٬ پنجاه گرم نخودفرنگی (همه شون آب پز شده بودن ) = ۷۰کالری 

۴-سه قاشق غذاخوری سرکه ی سیب = ۱۰ کالری                                                    

۵- یک لیوان چای سبز = صفر کالری

 

میان وعده عصرگاهی:
۱- یک لیوان چای اولانگ =  صفر کالری
۲- یک لیوان شیر کم چربی = ۱۴۰ کالری
۳- ۱۰ دانه میوه ی بلوبری = احتمالا ۴۵ کالری

شام:
۱- سالاد کلم ( گوجه + خیارشور+ زنجبیل) = ۵۰ کالری
۲-دوتا گل کلم سفید٬ سه تا گل کلم بروکلی٬ یک هویج متوسط٬ پنجاه گرم نخودفرنگی (همه شون آب پز شده بودن ) = ۷۰ کالری
۳- یک ماست خوری جوونه ماش ریز خرد شده ی شناور در آب یه لیموی تازه ی درشت = ۴۰ کالری
۴- دو قاشق باقالی پلو با یک تکه ماهیچه ی گوسفند = ۲۵۰ کالری
۵- دو لیوان آب = صفر کالری

مجموع فعالیت ورزشی = دو ساعت 

مجموع مایعات دریافتی = ۲۹۰۰ میلی لیتر

مجموع کالری دریافتی = ۱۲۱۰ کالری
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 17:49  توسط دیانا  | 

شنیدید که فردوسی گفته:

ز نیرو  بود  مرد   را   راستی
زسستی کژی زاید وکاستی

خب٬ چون قبلا شنیدید پس من هم خیلی وقتتون رو نمی گیرم و می رم سراغ شرح حال دیروزم!(یعنی سه شنبه نهم مرداد ماه):

فعالیت های ورزشی:
ساعت پنج و نیم صبح از خواب بیدار شدم و نیم ساعت نرمش های معمول رو انجام دادم٬ بعد برای نرمش گروهی (توی یه پست جدا بعدا توضیح می دم) رفتم به مدرسه ی نزدیک خونه و ده دقیقه هم٬ آهنگین نرمش کردم و بعدش هم به همراه یه پیرزن نازنینِ عصا به دست و ورزش دوست! ۳۰دقیقه پیاده روی آروم کردم. وقتی برگشتم خونه٬ تازه ساعت هفت بود و تا بیدار شدن دلبند و رفتنش به مدرسه (برای تمرین ورزشی٬ والا که الان تعطیلات تابستونی شون شروع شده) نیم ساعت وقت داشتم و من هم سوداستفاده! کردم و توی خونه جلوی آینه(که معرف حضورتون هست!) به همراه وزنه های خودساخته!(بطری های پلاستیکی آب!) وزنه زدم و دراز نشست رفتم.
دوباره بعدازظهر دلیار و دلبند رفتن بیرون و من هم چون توی مود سوداستفاده! بودم٬ وقت رو غنیمت شمردم و آماده به رزم شدم و یکساعت کامل  با این وسیله  کار کردم و ضمنا ایرکاندیشن رو هم روشن نکردم و گرمای هوا بعلاوه ی فعالیتم باعث شد حسابی عرق از سر و صورتم جاری بشه!. کشف دیروزم این بود که فهمیدم منافذ پوستی ام همه باز شدن یعنی حتی بلورهای عرق! از مچ دستم و پشت دستم سرازیر شده بودن که خیلی لذت بخش بود!.
بنابراین دیروز من تقریبا یک ساعت و نیم صبح و یک ساعت هم بعدازظهر ورزش کردم که جمعا می شه دو ساعت و نیم.

اما بخش خوشمزه ی رژیم!:

صبحانه:
۱- یک لیوان آب میوه ی سبزیجات و میوه = ۱۰۰ کالری
۲- سالاد (کاهو + گوجه + دو قاشق غذاخوری زنجبیل فرآوری شده) = ۳۰ کالری
۳-نصف سینه ی مرغ آبپز شده ی بدون پوست= ۲۰۰ کالری
۴- یک لیوان قهوه(یک قاشق چایخوری نسکافه و دوقاشق شیرخشک رژیمی) = ۵ کالری

میان وعده ی صبحگاهی:
۱- دو لیوان آب = صفر کالری
۲- یک بطری ۴۰۰ میلی گرمی چای سبز خنک = صفر کالری
۳- یک پرتقال متوسط ملس = ۳۵ کالری

ناهار:
۱- سالاد(کاهو٬ گوجه٬ خیارشور٬ دو قاشق غذاخوری زنجبیل فرآوری شده٬ دو قاشق ذرت کنسرو شده) = ۵۰ کالری
۲- صد گرم گوشت گاو کبابی شده = ۲۰۰ کالری
۳- دوتا گل کلم سفید٬ سه تا گل کلم بروکلی٬ یک هویج متوسط٬ صد گرم نخودفرنگی (همه شون آب پز شده بودن ) = ۱۰۰ کالری
۴- یک لیوان آب

میان وعده عصرگاهی:
۱- یک لیوان چای ولرم بدون قند = صفر کالری
۲- ماست کم چربی ۲۰۰ گرم= ۹۰ کالری

شام:
۱- سالاد (کاهو٬ گوجه٬ خیار٬ دو قاشق غذاخوری زنجبیل فرآوری شده) = ۵۰ کالری
۲- یک ماست خوری جوونه ماش ریز خرد شده ی شناور در آب یه لیموی تازه ی درشت = ۴۰ کالری
۳-گوشت چرخ کرده ی کم چربی تفت داده شده با پیاز و زردچوبه= ۲۵۰ کالری
۴- یک چهارم نون پیتا که غیر رژیمی هستش = ۱۵۰ کالری
۴- دو لیوان آب = صفر کالری
۵- سه قاشق غذا خوری سرکه ی سیب = ۱۰ کالری

مجموع مایعات دریافتی = ۲۸۰۰ میلی لیتر
مجموع کالری دریافتی = ۱۳۱۰ کالری

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 10:13  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

سحرخیز باش تا کامروا باشی.

خب راست می گن دیگه! صبح ها کمی زودتر بلند بشین٬ کلی توی برنامه هاتون جلو می افتین!. دو هفته دندون روی جگر بذارین و بلند بشین٬ بعدش دیگه ساعت بیولوژیکی تون! خودش خودکار می شه و سر ساعت پنج صبح بیدارتون می کنه و می تونین کلی فعالیت صبحگاهی انجام بدین!.

خب٬ بریم سر فعالیت های دیانایی!:

۱-من چون می خوام یه مدت فعالیت های هدفمند ورزشی ام رو بنویسم در نتیجه بهتره بدونین که چی ها مد نظرم هستش. من رفت و آمد روزانه ام غالبا با دوچرخه و یا پیاده هستش و معمولا رفت و برگشت بطور میانگین حدود چهل دقیقه وقتم رو می گیره و اکثر مواقع باعث بالا رفتن ضربان قلب و درجه حرارت بدنم می شه. اما چون هدف ورزشی پشتش نیست اون رو به عنوان فعالیت روزانه درنظر نمی گیرم چون تا قبل از شروع رژیم هم انجام می دادم و احتمالا فقط باعث ثابت نگه داشتن وزنم می شده نه کاهشش.

۲- به همین ترتیب رفت و آمد برای خریدروزانه و یا گشتن توی پاساژها حتی اگه به مدت دو سه ساعت هم باشه و باعث پیاده روی ام بشه بازم هم چون مبنای ورزشی نداره در نتیجه باز هم فعالیت رژیمی منظورش نمی کنم.
۳-گشت و گذار توی پارکها و احیانا موزه ها و بطور کلی موارد تفریحی هم از دور محاسبات رژیمی خارج هستن!.
پس منظور من از فعالیتهای روزانه٬ کلیه ی مواردی هستش که در قدم اول به منظور کاهش وزن و در گام بعدی برای رسیدن به شیوه ی بهتر زندگی انجام می دم. 
 
اما پیمانه های دیانایی!:
من ظرف سالادخوری که استفاده می کنم با توجه به اینکه حتما برای سالاد کاهو یا برگ کلم که حجیم هستن ٬استفاده می کنم در نتیجه یه ظرفی هستش در حد و اندازه ی کاسه های گل سرخی که ایران توی خونه ی مامان باباهامون حتما پیدا می شه!.
ظرف ماست خوری هم به همین شکل ٬یعنی اندازه ی ماست خوری های گل سرخی!.
لیوانی که ازش استفاده می کنم گنجایشش ۳۰۰ میلی لیتر هستش. پس اگه نوشتم یه لیوان آبمیوه خوردم ترجمه اش می شه ۳۰۰ میلی لیتر!


میان وعده های دیانایی!:
منظور من از میان وعده ی صبحگاهی همه ی چیزهایی هستش که حدفاصل بعد از صبحونه تا درست تا قبل از شروع ناهار می خورم بنابراین ساعت مشخصی نداره و بر می گرده به شرایطم و اینکه کی میل داشته باشم چیزی بخورم. پس به همین ترتیب٬ میان وعده ی عصرگاهی من می شه همه ی چیزهایی که درست بعد از ناهار تا قبل از شروع شام٬ می خورم.


ببخشید که زیادی مطول شد!. درسته که بدیهیات رو توضیح دادم اما فکر کردم که ضروریه. بخصوص اینکه حتما می دونین که یکی از سخت ترین حوزه های تحقیقات علمی٬ توی ایران تحقیقات روی تغذیه هستش چون بیشتر اندازه گیری ها و تعریف ها یکسان نیست و هماهنگ عمل کردن خیلی سخته ٬ مثلا درسته که یه کف دست نون رو یه معیار عامیانه  در نظر گرفتن که نیاز به اندازه گیری نباشه ولی باز مشکلات عمده ای داره از جمله اینکه کف دست ها با هم متفاوته! و یا ضخامت نون بربری دم خونه ی ما با ضخامت نون بربری دم خونه ی شما فرق داره و بستگی به کرم و لطف نونوای محل داره! حتی میزان جوش شیرینی که اضافه می کنن روی کیفیت نون محل ما با نون محله ی شما اثر می ذاره٬ حالا همین رو بگیر و برو تا آخر تا ببینی که چقدر فاکتورهای مختلف می تونه دخیل باشه که تعاریف تغذیه ایی رو دچار مشکل می کنه. پس بهترین راه توی این مراحلی که ما داریم رژیم کاهش وزن رو پشت سر می ذاریم اینه که بعد از مد نظر قرار دادن راهکارهای ارائه شده در مورد رژیم ـ توی کتابها یا سایتها ـ خودمون با روش سعی و خطا مطلوب ترین روش رو برای تغذیه ی خودمون پیدا کنیم.

برم خورده های این چند روز رو مرتب کنم و بیام که بعدا بنویسم!.

بخورین و بیاشامین٬ ولاکن! اسراف نکنین!.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:27  توسط دیانا  | 

شنیدید می گن:


عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید!


حالا شده حکایت من!. انگاری یه جورایی وبلاگ هم محضر خود آدمه و نمی شه زیادی توش شیطونی کرد. کامنتدونی انار (ببخشین هنوز بلد نیستم بلینکم!) علیرغم کهولت سن!به آدم انرژی می ده که آدم تا می تونه شیطونی کنه انگاری اونجا ادم لباس ورزشی تنش هستش و سبکبال! اما اینجا انگاری کت و شلوار تنت هستش با یه کراواتی که سفت بسته شده! اونجا کتونی پات هستش و کوله پشتی روی دوشت اینجا کفش ورنی پات رو می زنه و برقش می خوره توی چشمت و کیف سامسونت سنگینی می کنه توی دستت!.
دیروز هرچی زور زدم نتونستم یه جمله از خودم بنویسم! خدا پدر و مادر شاملو و ایضا خودش رو بیامرزه و با بزرگان! محشور کنه که از بس توی شعرش توان توان بکار برده بود ما رو از بلاتکلیفی نجات داد و به داد اولین پستم رسید!. خوب امیدوارم که خدا هم همینطوری به دادم برسه تا حداقل پیش دوستانی که هر از چندی ممکنه به اینجا سر بزنن شرمنده نشم!.
خوب دوستان همرزمم که می دونن اسم خودم دیاناست و قراره اینجا از زیبا همسرم به اسم "دلیار" و از فرزند دلبندم به اسم "دلبند" یاد کنم. انگیزه ی اصلی برای باز کردن اینجا هم تبادل اطلاعات در وحله اول در خصوص کاهش وزن و راه یابی برای پیدا کردن روش های صحیح تر زندگی و در مراحل بعدی مسائل روزمره و تجارب شخصی و احیانا درددل!. پس احتمالا کمتر درگیر مسائلی می شم که هر از چندی وبلاگنویس ها رو به خودش مشغول می کنه.
یه نکته دیگه هم اینکه احتمالا من نوشته های رژیمی ام رو با یه روز تاخیر پابلیش می کنم یعنی اگه فردا دوشنبه یه پستی از من خوندین که نوشتم امروز این رو خوردم یا این کار رو کردم بدانید و آگاه باشین که منظورم  امروز یکشنبه هستش نه امروز دوشنبه!.

راستی شما هااز صبح که بیدار شدین تا الان آب خوردین؟.  می دونین اینکه می گن روزی هفت٬ هشت لیوان آب بخورین رو کی باید بخورین؟ وقتی تشنه شدین؟ وقتی یادتون افتاد؟ وقتی رفتین آشپزخونه؟. همه ی این وقتها که حتما بخورین اما یه زمان مناسب دیگه وقتی هستش که احساس گرسنگی می کنین و برای ایجاد سیری کاذب تا زمانی که غذای اصلی تون آماده می شه می تونین آب بنوشین!.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 12:37  توسط دیانا  | 

سلام٬
 
شاملو  توی شعر "درآستانه"می گه:
 
بايد اِستاد و فرود آمد
بر آستان ِ دری که کوبه ندارد،
چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشي دربان به انتظار ِ توست و
 
  اگر بي‌گاه
به درکوفتن‌ات پاسخي نمي‌آيد.

کوتاه است در،
پس آن به که فروتن باشي.
آيينه‌يي نيک‌پرداخته تواني بود
 
  آن‌جا
تا آراسته‌گي را
پيش از درآمدن
 
  در خود نظری کني
هرچند که غلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهم ِ توست نه انبوهي‌ ِ
مهمانان،
که آن‌جا
 
  تو را
 
  کسي به انتظار نيست.
که آن‌جا
 
  جنبش شايد،
 
  اما جُمَنده‌يي در کار نيست:
نه ارواح و نه اشباح و نه قديسان ِ کافورينه به کف
نه عفريتان ِ آتشين‌گاوسر به مشت
نه شيطان ِ بُهتان‌خورده با کلاه بوقي‌ منگوله‌دارش
نه ملغمه‌ی بي‌قانون ِ مطلق‌های مُتنافي. ــ
تنها تو
 
  آن‌جا موجوديت ِ مطلقي،
موجوديت ِ محض،
چرا که در غياب ِ خود ادامه مي‌يابي و غياب‌ات
حضور ِ قاطع ِ اعجاز است.
گذارت از آستانه‌ی ناگزير
فروچکيدن قطره‌ قطراني‌ست در نامتناهي‌ ظلمات:
«ــ دريغا
 
  ای‌کاش ای‌کاش
 
  قضاوتي قضاوتي قضاوتي
درکار درکار درکار
مي‌بود!» ــ
شايد اگرت توان ِ شنفتن بود
پژواک ِ آواز ِ فروچکيدن ِ خود را در تالار ِ خاموش ِ کهکشان‌های ِ
بي‌خورشيدــ
چون هُرَّست ِ آوار ِ دريغ
 
  مي‌شنيدی:
«ــ کاش‌کي کاش‌کي
 
  داوری داوری داوری
درکار درکار درکار درکار...»
اما داوری آن سوی در نشسته است، بي‌ردای شوم ِ قاضيان.
ذات‌اش درايت و انصاف
هياءت‌اش زمان. ــ
و خاطره‌ات تا جاودان ِ جاويدان در گذرگاه ِ ادوار داوری خواهد شد.



بدرود!
بدرود! (چنين گويد بامداد ِ شاعر:)
رقصان مي‌گذرم از آستانه‌ی اجبار
شادمانه و شاکر.

از بيرون به درون آمدم:
از منظر
 
  به نظّاره به ناظر. ــ
نه به هياءت ِ گياهي نه به هياءت ِ پروانه‌يي نه به هياءت ِ سنگي نه به هياءت ِ
برکه‌يي، ــ
من به هياءت ِ «ما» زاده شدم
 
  به هياءت ِ پُرشکوه ِ انسان
تا در بهار ِ گياه به تماشای رنگين‌کمان ِ پروانه بنشينم
غرور ِ کوه را دريابم و هيبت ِ دريا را بشنوم
تا شريطه‌ی خود را بشناسم و جهان را به قدر ِ همت و فرصت ِ
خويش معنا دهم

که کارستاني ازاين‌دست
از توان ِ درخت و پرنده و صخره و آبشار
 
  بيرون است.

انسان زاده شدن تجسّد ِ وظيفه بود:
توان ِ دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن
توان ِ شنفتن
توان ِ ديدن و گفتن
توان ِ اندُه‌گين و شادمان‌شدن
توان ِ خنديدن به وسعت ِ دل،
توان ِ گريستن از سُويدای جان
توان ِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع ِ شُکوه‌ناک ِ فروتني
توان ِ جليل ِ به دوش بردن ِ بار ِ امانت
و توان ِ غم‌ناک ِ تحمل ِ تنهايي
تنهايي
تنهايي
تنهايي عريان.

انسان
دشواری وظيفه است.



دستان ِ بسته‌ام آزاد نبود تا هر چشم‌انداز را به جان دربرکشم
هر نغمه و هر چشمه و هر پرنده
هر بَدر ِ کامل و هر پَگاه ِ ديگر
هر قلّه و هر درخت و هر انسان ِ ديگر را.

رخصت ِ زيستن را دست‌بسته دهان‌بسته گذشتم دست و دهان بسته
گذشتيم
و منظر ِ جهان را
تنها
از رخنه‌ی تنگ‌چشمي‌ حصار ِ شرارت ديديم و
اکنون
آنک دَر ِ کوتاه ِ بي‌کوبه در برابر و
آنک اشارت ِ دربان ِ منتظر! ــ

دالان ِ تنگي را که درنوشته‌ام
به وداع
 
  فراپُشت مي‌نگرم:

فرصت کوتاه بود و سفر جان‌کاه بود
اما يگانه بود و هيچ کم نداشت.

به جان منت پذيرم و حق گزارم!
(چنين گفت بامداد ِ خسته.)

۲۹ آبان ِ ۱۳۷۱

برگرفته از سایت رسمی احمد شاملو
+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:53  توسط دیانا  |