|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
راز قدرت واقعی در این است : با تمرین کردن مداوم یاد بگیرید که چطور توانایی های خود را هدر ندهید و در هر لحظه آنها را بر یک نقطه متمرکز کنید. مثل اینکه جیمز آلن هم با گراهام بل هم عقیده هستش!. اما نامه ی اعمال دیروز پنجشنبه: فعالیت: ۴۰ دقیقه نرمش به تناوب٬ ۱۰ دقیقه استپ٬ ۳۰دقیقه به تناوب اسلندر خانوم!. مجموع فعالیت = یک ساعت و بیست دقیقه. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 15:6 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. حالا من هم تا سرحد امکان دارم سعی می کنم که این تمرکز رو پیدا کنم. فکر می کنم که تا حدودی هم موفق بودم. این رو از اونجایی فهمیدم که وقتی هفته ی پیش با یه دوست غیرایرانی قرار بود بریم نهار بخوریم٬ تمام مدت من براش از رژیم و کاهش وزن و ورزش حرف زدم!. اونقدر که اون طفلک یه نگاهی به هیکل نسبتا ترکه ای اش کرد و گفت: فکر کنم من هم اضافه وزن دارم!. فعالیت های دیروز: مجموع فعالیت: یک ساعت و ربع |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 15:25 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: آینه چون نقش تو بنمود راست آقا به میمنت ۲۰ پوند کم کردگی! دیروز بار و بندیل و بستیم و با یه دوست خارجکی! رفتیم فیلم "آفساید" جعفر پناهی رو دیدیم و از فرط جوزدگی همونجا نیت کردیم که دوباره فردا با دلیار و دلبند هم بریم ببینیم و بعید نیست دوباره اونجا نیت کنیم و تا آخر اکرانش چند بار دیگه با همراه و بی همراه بریم ببینیم. باشد که به این ترتیب دل داغدیده مون رو کمی التیام بخشیم!. ای ایران ای مرز پر گهر سنگ كوهت دُر و گوهر است ایران ای خرم بهشت من بعد هم در حالی که وضع ظاهری ات رو ظاهرا! درست کردی٬ دو ساعت می شینی توی کافی شاپ و سعی می کنی در حالی که دوست ات داره قهوه و کیک اش رو می خوره و تو منع خوردن داری٬ برای این خارجکی ایران دوست! توضیح بدی که چرا توی مملکت ات٬ دختران وطن ات٬ نمی تونن برن ورزشگاه و بازی های ورزشی رو ببینن. با دیدن چشمهای از حدقه در اومده ی دوست ات می فهمی که درکش و حلاجی دلایلی که میاری براش خیلی سخته٬ درست به همون دلیل که خودت هم نمی تونی هضمش کنی.
آقا دعوام نکنین. به خدا این جریان رژیمی ـ ورزشی بود٬ چون تا خود سینما ۴۵ دقیقه رکاب زدم و رفتم و دوباره ۴۵دقیقه رکاب زدم و برگشتم. خودش می شه یه ساعت و نیم حرکت ورزشی با زبون روزه!. از وقتی هم برگشتم تا همین الان که خدمت شما هستم و تقریبا ۲۴ ساعت از این موضوع می گذره٬ گلوم بدجوری درد می کنه. یه چیزی راهش رو بسته. می گن روحیات٬ تظاهر بالینی دارن. درسته؟ یا همه اش شایعه ست؟. آره من هم فکر می کنم شایعه ست. شما هم به گیرنده هاتون دست نزنین٬ اشکال از فرستنده ست که پرت و پلا نوشته!. توضیح:
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 18:27 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
آقا شنیدید که می گن:
«آری آری زندگی زیباست» گفته بودم زندگی زیباست این شعر رو من خیلی دوست دارم و حالا با اجازه ی آقای سیاوش کسرایی تقدیم می کنم به شما٬ به پاس لطف و مهرتون. اما با شروع ماه رمضان خوب برنامه ی تعدادی از بچه ها هم تغییر می کنه. من هم حداکثر سعی ام رو می کنم که به برنامه ی رژیم خیلی لطمه نخوره. اما دیروز: مجموع فعالیت: یه ساعت الان باید برم دنبال یه سری کار اداری٬ بر می گردم و وبلاگهاتون رو می خونم. آری آری زندگی زیباست! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:0 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدین که می گن:
هرکسی شجاعت ابراز حقیقت را ندارد. حالا من شجاعانه ابراز میکنم که بنابه اوامر جیرجیرک جون و فقط به خاطر او! این سوالات ارزیابی رژیمی- ورزشی رو که کپی رایتش مال کامنتدونی انارجون هستش رو اینجا می ذارم شاید روزی روزگاری به دردتون بخوره!.
سوالات ارزیابی رژیمی- ورزشی! ۱- آیا تا به حال وبلاگهای ورزشی انار موسوم به "داستان ورزشکار شدن یک انار" که بنا به فیلترینگ لامذهب! به دو مجلد! تقسیم شده است را شخم زده اید؟ ۲- آیا وبلاگی مخصوص رژیم برای خود ایجاد کرده اید؟در صورت مثبت بودن پاسخ سوال٬ آیا حداقل هفته ایی دو بار آن را به روز می کنید؟ ۳- آیا در طی روز حداقل به ۵ وبلاگ رژیمی که نویسندگان آن اناریون! می باشند٬ سر می زنید؟ ۴- آیا در طی روز حداقل ۵ کامنت برای وبلاگهای رژیمی! می گذارید؟ ۵- آیا روزانه٬ حداقل نیم ساعت ورزش آگاهانه٬ انجام می دهید؟ ۶- آیا به میزان کالری دریافتی در طی روز توجه دارید؟ ۷- آیا صبحانه (سحری) را بطور کامل می خورید؟ ۸- آیا در طی شبانه روز حداقل ۵/۲ لیتر آب و مایعات کم کالری می نوشید؟ ۹- آیا روی اطرافیان خود اعم از خانواده٬ دوست و همکار٬ اثر مثبت و تشویقی در جهت لایف استایل بهتر داشته اید؟ ۱۰- آیا به معنای واقعی کلمه٬ از خودتان راضی هستید؟ ومن الله التوفیق! ---------------------------------------------------------------------------------------------------------- روز و روزگارتون رژیمی و ورزشی باد! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 9:56 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
یوگا مسیری است برای رسیدن به سلامتی و یک زندگی مجدد٬ و راهی است برای رسیدن به تعالی و آرامش. یوگا رو به پنج اصل تقسیم کردن: - تمرینات صحیح بدنی چون این دوماه اخیر روی تمرینات بدنی و رژیم غذایی مناسب کار کردم٬ حالا تصمیم دارم که این هفته روی تنفس صحیح کار کنم بلکه یوگی! هم شدیم. این "یوگی" با اون کارتون "یوگی و دوستان" فرق می کنه ها!. ظاهرا به یوگاکاران! می گن "یوگی". اما برنامه ی دیروز من: مکمل ها: یه دونه مولتی ویتامین مینرال٬ یه دونه کلسیم٬ یه دونه فولیک اسید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 12:37 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
از آهسته رفتن نترس از بی حرکت ایستادن بترس این یه ضرب المثل چینی هستش و فکر کنم با همین آهسته رفتن شون هستش که کل دنیا رو دارن تسخیر می کنن!. به نقشه ی چین تا حالا دقت کردین؟ خودشون معتقدن که شکل "قلب" هستش و به این معنا که قلب دنیا هستن!. ژاپنی ها هم معتقد هستن که نقشه شون شکل "شمشیر"ه و لابد به همین خاطر این همه سامورایی داشتن!. ایتالیایی ها هم که می گن نقشه شون شکل "چکمه" ست پس لابد چکمه پوشی شون توی تابستون به همین علته!. ما هم که شکل "گربه ی نشسته" هستیم و حتما به همین خاطره که همه اش منتظر فرصت نشستیم و هی منتظریم و کمین کردیم که فرصته برسه تا شکارش کنیم!.بگذریم. حالا با قسمت ژنتیکی که نمی تونیم دربیفتیم اما جای امیدواری هستش که باز هم می گن! برای افزایش متابولیسم می شه کارهایی رو انجام داد مثل: چی؟ همه ی اینها رو می دونستین؟. پس بهشون عمل کنین جانم٬ عمل!. عالم بی عمل مثل درخت بدون ثمر هستش! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 12:44 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود حالا ما که مثل حافظ راز سر به مهری نداریم پس بذارین که این رازک! رو با شما شریک بشم. اصلا امروز راز تو رازه!٬ یه رازک رو هم توی گروه افشا کردم!. راز تغذيه سالم در اين سه كلمه نهفته هستش: ترتيب، تنوع، تعادل ترتيب: يعني به ترتیب از مواد موجود در پايين هرم تغذيه بايدشروع کنین و یواش یواش بیاین بالا!. پس بعد از توجه به کنترل وزن و عنایت به ورزش و تمرینات روزمره! غذاي اصلي رو بهتره از طبقات پایین هرم استفاده کنیم و به تدریج به نوک هرم که می رسیم حداقل دریافتی رو داشته باشیم. تنوع: يعني از همه مواد موجود در هرم غذایی بايد مصرف بشه و غذا متنوع باشه و هيچ کدوم از طبقات هرم حذف نباید بشه.هر گروه غذایی تأمین کننده مواد غذایی خاصی هستش. مثلا همونطور که همه می دونین٬ فراورده های لبنی پروتئین و کلسیم رو فراهم می کنه٬ فراورده های گوشتی آهن،روی و پروتئین رو تامین می کنه٬غلات سرشار ازکربوهیدرات و ویتامین های خانواده B هستن ومیوه جات و سبزیجات حاوی ویتامین های C و A و بعضی از عناصرمعدنی کم یاب هستن. تعادل: يعني تغذيه بايد با سن و شرايط جسمي و فعاليت بدني فرد متناسب باشه. مثلا خانم های باردار و شيرده، كودكان و نوجوانان و ورزشکاران انرژي و پروتئين بيشتري نياز دارن و مجازهستن که از قندها و چربي ها و گوشت و حبوبات بيشتري در رژيم روزانه ی خودشون استفاده كنن.بدست آوردن تعادل دو حیطه را در بر می گیره. اول اینکه ما باید بین مقدار کالری دریافتی و میزان کالری که می سوزونیم تعادل برقرار کنیم. به عنوان مثال یه دختر شونزده ساله ممکنه در فعالیت روزمره اش تنها نیاز به 1800 کالری داشته باشد اما این فرد اگه توی یه تیم والیبال هم بازی کنه ممکنه نیازش تا 2400 کالری در روز افزایش پیدا کنه.دوم اینکه لازم هستش تا دریافت مواد غذایی انرژی زا یعنی کربوهیدراتها،پروتئین و چربی رو متعادل کنیم. حدود 50 تا60 درصد کالری ما باید از کربوهیدراتها،12 تا 20 درصد از پروتئین و 20 تا 25 درصد از چربی تأمین بشه. اما حالا که ما رژیم داریم چه خوبه به جای کربوهیدراتهای ساده از نوع پیچیده و به جای چربی های مضر از نوع خوش خیمش! که توی هرم مشخص شده استفاده کنیم و به کل این مواد حیاتی رو حذف نکنیم. برنامه ی دیروزچهارشنبه : کالری تخمینی = ۱۲۵۰ کالری |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 21:6 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: دانستن بدون خواستن هرگز٬ توانستن را به بار نمی آورد. بهار جون شاید یکی از دلایلی که تا اینجای راه رو به قول تو بدون خطا و به قول خودم با کمترین خطا پیش رفتم همین جمله ی بالاست. من می دونستم که اضافه وزن دارم ولی چون باهاش کنار اومده بودم در نتیجه اذیت ام نمی کرد. حدود یکسال و نیم پیش با خوندن مقاله ایی که نوشته بود «افرادی که اضافه وزن دارن٬ باربران بی جیره مواجبی هستن که در طی روز دهها کیلو بار اضافه رو جابجا می کنن!!» بدجوری بهم برخورد! در نتیجه تصمیم گرفتم رژیم بگیرم و موفق شدم تا ۸کیلو بیام پایین. ولی به علت جراحی کوچکی که مجبور شدم انجام بدم و در نتیجه به توصیه ی پزشکم رژیم رو اجبارا گذاشتم کنار. تا حدود دو ماه پیش که به گروه پیوستم. توی این مدت هم با تکیه بر تجربه ی قبلی ام و انرژیی که از گروه می گیرم سعی کردم که روی حرفم بمونم. به همین خاطر سعی کردم راههایی رو امتحان کنم که میزان شکستم رو کمتر کنه. فرضا می دونستم که اگه از خودم انتظار ورزش بیرون از خونه رو داشته باشم در قبالش باید کلی استرس رو تحمل کنم و از خودم شاکی بشم که چرا طبق برنامه نرفتم پیاده روی یا باشگاه. به همین خاطر برام راحت تر بود که ورزش اصلی ام رو توی خونه برنامه ریزی کنم. یا در مورد غذا٬ حساب دو٬ دوتا می شه چهارتا رو کردم. محل ورود چربی اضافه «دهان» هستش! پس با کمی کنترل روی این قسمت می شه جلوی ورود چربی اضافه رو گرفت! به همین سادگی!. شاید باورتون نشه بارها رفتم توی سوپرمارکتها و به قفسه ی هله هوله ها زل زدم و آب دهان قورت دادم! جلوی شیرینی فروشی ها به هوای خریدن ایستادم و هی بو کشیدم تا میل به خوردنم ارضا بشه و الان به مرحله ایی رسیدم که دیگه اگه بهترین شیرینی خامه ایی رو بذارن جلوم به راحتی می تونم پس بزنم و بگم مرسی من فعلا رژیم دارم!. بدون اینکه حسرت خوردنش روی دلم بمونه. اما برنامه ی دیروز دوشنبه : کالری تخمینی = ۱۳۴۰ کالری |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 15:34 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدین که می گن:
آب نطلبیده مراده حالا ما هم یه سفر نطلبیده داشتیم که حسابی مراد بود!. جای همه ی سفر دوستان خالی٬ هم سیر بود و هم سیاحت. راستی یکی از دوستان خوب اینجا هم پرسیده بود که آیا از اسلندرشیپری که خریدم راضی هستم یا نه و آیا نتایج مثبتی برای من داشته یا نه؟. ببینید من اون رو تنهایی استفاده نمی کنم٬ یعنی الان همراه با رژیم غذایی و برنامه ی ورزشی ام ازش استفاده می کنم. در نتیجه اثر مستقیم اون رو نمی تونم اندازه گیری نسبی کنم. اما یه نکته رو مطمئن هستم و اون هم اینه که بی تاثیر نیست ولو اندک. چرا؟ چون درست در زمانهایی که نمی تونم حرکت دیگه ای داشته باشم (مثل الان که نشستم و تایپ می کنم) ازش استفاده می کنم و با تنظیم درجاتی که داره باعث تکون دادن عضلات شکم ام می شه( البته قابل استفاده برای عضلات کمر ٬پشت٬ کتف٬ ران٬ ساق پا و حتی بازو هم هستش) . چهار درجه داره که از ضربه ی آهسته شروع می شه تا شدید. شدیدش جوری هستش که موقع حرف زدن صدام می لرزه و فرضا اگه روی تخت باشم٬ تخت هم می لرزه و اگه روی زمین باشم گلدونهای اطراف دچار لرزش می شن! دلبند اسمش رو گذاشته زلزله ی خود ساخته!. علاوه بر این چهار درجه٬ می شه جهت چرخش اش رو هم عوض کرد و یا اصلا روی اتومات گذاشتش که خودش تناوبا کم و زیاد می کنه و جهت چرخش رو عوض می کنه. تایمرش هم اتومات هستش و بعد از هر ده دقیقه خاموش می شه و باید دوباره در صورت لزوم روشن اش کرد. ضمنا انرژی محرک اش هم برق هستش. یعنی شارژی نیست که هرجایی بشه ببریش بلکه باید جایی استفاده کرد که پریز برق هم باشه ولی سیمش بلنده و تا شعاع پنج متری پریز می شه مانور داد!. خب حالا برم سراغ وبلاگ های شما که کلی از دنیای مجازی عقب هستم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 11:54 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
کار هر بز نیست خرمن کوفتن اگه قرار بود که مسافرت رفتن به دور کره زمین و توی فضای لایتناهی کار آسونی باشه که انوشه انصاری دیگه انوشه انصاری نمی شد که!. فیلم های تمریناتش رو قبل از پروازش دیدید؟ دیدید که با چه برنامه ریزی فشرده ای تمرین می کرد و اندازه گیری ها هم نانومتری بود؟چقدر باید توی خلا و فضا و هوا و دریا پشتک وارو می زد و تمرین می کرد؟ چند ماه توی اردوهای مختلف آمادگی بسر می برد؟ و مهم تر از همه باید مراقب وزن و عدم افزایش اش می بود؟ و توی فضا هم از این کپسولهای مغذی مخصوص برای تغدیه استفاده می کرد؟ اما بالاخره با تلاش و همت اش همه ی سختی ها رو تحمل کرد و به آرزو ی دوران بچه گی اش رسید. اما برنامه ی دیروز یکشنبه : الان باید برم که مدرسه ام دیر شد! بعد میام و کالری شماری می کنم!. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 12:20 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
بسیاری از مردم می دانند چه باید بکنند٬ اما فقط تعداد اندکی به آنچه می دانند عمل می کنند. "آنتونی رابینز" راست می گه "آنتونی رابینز" بیچاره! خوب به چیزهایی که خوندیم و شنیدیم و کسب کردیم باید عمل کنیم تا بهتر طی طریق کنیم. یکی از اونها هم بحث شیرین آب پز و بخارپز هستش!خدایی چند بار خوندین و شنیدین که بهتره سبزیجات رو آب پز یا بخار پز بخورین؟. قدم اول- رفتم چند نوع از اون ها رو مثل گل کلم و کلم بروکلی و هویج و سویای تازه رو خریدم. قدم دوم- اول با سویا و به مقدار کم شروع کردم. گذاشتم ۱۵دقیقه آب پز شد و کمی توی آبش نمک ریختم و بعد هم آبکش کردم و آبش که رفت با همون پوستش ریختم توی بشقاب مخصوص ام (همون که شکل قلب هستش!). و بعد هم با سلام و صلوات یکی رو برداشتم و پوستش رو باز کردم و ازدونه های سبز خوشگلش یکی گذاشتم دهنم. ای بد نبود. بعدی رو خوردم٬ دیدم طعمش بهتر شد٬ سومی و چهارمی رو دیگه با خیال راحت خوردم... خلاصه توی همون جلسه ی اول با سویای آب پز حسابی دوست شدم. قدم سوم- برای کلم بروکلی و گل کلم کمی بیشتر وقت صرف کردم. اول وقتی که خام بودن هی بو کردم شون(نخندین بابا!) و سعی کردم که اینجوری بهشون بفهمونم که چراغ دوست شدن سبزه! بعد برای آب پز کردن شون حدود یک چهارم هر کدومشون رو جدا کردم و شستم و بعد هم گل هاش رو از هم جدا کردم. توی قابلمه آب ریختم و گذاشتم جوش اومد. بعد از جوش اومدن آب یه سر قاشق کوچولو نمک ریختم و بعد گلهای کلم سفید و بروکلی رو توی آب جوش ریختم و گذاشتم که حدود ۵دقیقه بجوشه و بعد هم آبکش کردم. طبیعی بود که خوردنش به این راحتی ها نبود!. در نتیجه در حالت پخته شده هم باز بوشون کردم! این بار بوی بیشتری می دادن و چاره ای نبود. سعی کردم به همراه مرغ ابپز شده بخورم اما چون بار اول بود تصمیم گرفتم که برای خوردنشون از چاشنی هم استفاده کنم. توی ماست خوری کوچیکه که شکل قلب هستش! یه کم آب لیموی تازه ریختم و بعد قبل از خوردن می زدمشون توی آبلیمو و بعد می خوردم(آب دهانم راه افتاد!). احساس کردم که اینجوری دیگه اون بوی نامطلوب رو نمی ده. برای چاشنی می شه از سس تاتار و یا سس مایونز هم استفاده کرد که به مراتب خوشمزه تر می شه ولی به همون نسبت خوشمزه گی کالری بیشتری هم داره!. قدم چهارم- برای هویج و نخود فرنگی و باقالی زیاد مشکلی نداشتم. اما جوانه ی گندم و ماش رو بهترین راهی که پیدا کردم که با ذائقه ی من جور بود این بود که بعد از شستن نپزم بلکه روی تخته ی آشپزخونه حسابی خردش بکنم و بعد هم بریزم توی ظرف و کلی آب لیمو بریزم روش تا اون تو شنا کنن! و اگه به کسی نگین! کمی هم نمک٬ حسابی خوش خوراکش می کنه. این وسط برای خودم یه پیتزای سبزیجات هم اختراع کردم و همین روزها باید برم به اسم "دیانا پیتزا" ثبتش کنم!. حالا روش ام رو با شما تقسیم می کنم که اگه روزی روزگاری توی رستورانها سفارش دادین بدونید که اسمش از کجا الهام گرفته شده!!. روش پخت "دیانا پیتزا": فقط یادتون باشه که یکی از روشهای غلطی که توی فرهنگ ماها جا افتاده اینه که مواد غذایی رو تا سرحد از هم پاشیدگی! می پزیم. پس سعی کنین موقع پخت سبزیجات٬ زمانی رو که صرف می کنین بسته به نوع ماده حداکثر بین ۱۵-۵ دقیقه باشه. اگه بخارپز هم بیشتر با ذائقه تون سازگاره که دیگه خیلی بهتر. من راستش چون قابلمه ی بخارپز ندارم ( از اینها که دوجداره هستش یکی قابله ی معمولی و دومی که توش تعبیه می شه یه سطل آبکش ماننده! و به اختلاف ارتفاع ۵-۴سانت فاصله از هم قرار می گیرن) در نتیجه تجربه ی زیادی روی طعمش ندارم.فقط یکی دو بار اون اوایل وقتی برنج رو آبکش می کردم تا زمانی که برنج دم بکشه کلم بروکلی و گل کلم و هویج رو گذاشتم روی برنج تا با برنج دم بکشه ولی راستش خیلی خوشم نیومد. شاید دلیلش این بود که زیادی می پخت و نرم می شد و بهتر بود که ۱۵دقیقه قبل از اتمام دم کشیدن برنج می ذاشتم روش. حالا شماها اگه راههای بهتر دارین یا در آینده کشف کردین٬ بگین تا من هم تنوع ایجاد کنم. روز خوبی رو با سبزیجات داشته باشید!. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 13:9 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدین که می گن:
بخند تا دنیا به روی ات بخندد اصلا می دونین که ۲۲ دی یا ۱۱ ژانویه روز جهانی "خندیدن" نامگذاری شده؟ پس خانم٬ آقا٬ خنده٬ خنده٬خنده.... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 13:28 توسط دیانا
|
|
||