|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
اولویت اول یعنی اولویت اول. این حرفهای انار برای من یه تلنگر اساسی بود. من هم مدتی هستش که یه اولویت اول دارم -اگرچه غیرورزشی و رژیمی- ولی هی دست دست می کنم. باید درونی ترش کنم و به اولویت اول بودنش بیشتر و بهتر توجه کنم و بها بدم. من هم باید یه برنامه ی هشت هفته ایی برای انجام اولویت اولم بریزم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 14:16 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
مثل غنچه بود آن روز آقا این تولد فرخنده و میلاد مسعود بر عموم تپلان انارستانی مبارک و تهنیت باد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:37 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: آنکه به صبح می اندیشد ، هميشه می خندد. هیچ راه معجزه آسایی برای لاغر شدن وجود نداره و رژیمی که اکسیر زندگی باشه هنوز ابداع نشده!. بنابراین ما فارغ از معجزه و جادو و جمبل و اکسیرات! به رژیمی احتیاج داریم که بتونیم یه عمر باهاش سر کنیم. ما تپلها با هم فرق داریم. مثل هم لباس نمی پوشیم٬ سلیقه هامون یکی نیست٬ ذائقه هامون فرق می کنه٬ احتیاجات بدن مون منحصر به خودمونه٬ خصوصیات بدنی مون متفاوته٬ از نظر ژنتیکی اختلاف داریم..... بنابراین باید روشی رو انتخاب کنیم که با شرایط مون جور دربیاد. پس٬ یه یا علی دیگه... --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پی نوشت( ۲ ساعت بعد): بچه ها بلاگفا اشکال داره و به تناوب بعضی از وبلاگها رو و گاهی کامنتدونی ها رو باز نمی کنه٬ گفتم که بدونید!. پی نوشت(۲ روز بعد): بنا به توضیح رقی عزیز٬ اشکال بلاگفا ظاهرا به خاطر ir و com آخرش هستش. ظاهرا این بار با ir وبلاگها باز نمی شه. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:48 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
ما با معلولیت فقط یک لحظه فاصله داریم.
یادمون نره که برای رسیدن به "باور"هامون باید تلاش کنیم. خیلی چیزها هستش که باید به یاد داشته باشیم٬ اما مهمترین اونها شاید این باشه که "باور" کنیم که این ما هستیم که باورهای خودمون رو می سازیم. کاشکی خودمون رو بهتر و بیشتر "باور" کنیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 11:30 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: به ياد داشته باش كه امروز طلوع ديگري ندارد. سال نوی میلادی ساعاتی پیش شروع شده( به افق اینجا حدود ۱۵ ساعت پیش) و به همین مناسبت! من هم این چند روز گرفتارم و یه سفر چند روزه در پیش داریم. به همین خاطر گفتم شاید بدنباشه که چند تا از اسرار ژاپنی ها رو در خصوص غذا خوردن برملا کنم! تا یحتمل٬ توی این مدت غیبت صغرای ما به درد شماها هم بخوره و ما هم در اوان سال موش کمی توی کارشون٬ موش بدوانیم!. - یکی از رموز چشم بادومی ها اینه که اتوماتیک وار٬ این توی ذهن شون هستش که به جای مزه ی غذا به خاصیتش فکر کنن و قبل از انتخاب غذا با خودشون مرور کنن که خوردن چه چیزهایی براشون فایده داره. این هم شاید به این خاطر باشه که از همون اوان کودکی یاد می گیرن که انواع و اقسام مواد مغذی رو بخورن و حتی میزان کالری روزانه شون که توی مهدکودک یا مدرسه قراره بخورن٬ از قبل و بطور ماهانه و به تفکیک روز٬ به اطلاع والدین می رسه و هرم غذایی رو اگه هر روز نبینن حداقل هفته ایی یه بار به ترفندهای مختلف که اولیای مدرسه به کار می برن٬ به سمع و نظرشون! می رسه. - غالبا معتقدن که توی وعده های روزانه شون بهتره که غذاشون ترکیبی از ۵ رنگ سبز٬ سفید٬ قرمز٬ سیاه و زرد باشه و حتی توی غذاهای مخصوص سال نو شون این ترکیب رنگ رو حتما لحاظ می کنن ( مثال مواد غذایی که این پنج رنگ رو در بر می گیره با شما!). - دانه ی سویای خشک و یا سبزش (Eda mame) و یا فرآورده های اون نظیر سس سویا٬ توفو ٬ شیر سویا و ناتو از اقلامی هستش که در طی روز حداقل یکی اش رو مصرف می کنن. خواص بیشمار سویا هم که بر کسی پوشیده نیستش. - گوشت قرمز رو خیلی کم استفاده می کنن ولی غذاهای دریایی و به خصوص ماهی رو اگر روزانه به روشهای مختلف مصرف نکنن٬ اون روزشون٬ انگار یه چیزی گم کردن!. - آرد غلات و آرد گندم از مواد مصرفی عمده شون هستش و مصرف نشاسته در رژیم غذایی شون خیلی محدود هستش. انواع و اقسام رشته هایی هم که مصرف می کنن از آرد غلات سبوس دار هستش. صد البته برنج هم روزانه می خورن ولی به نسبت برنجی که ما در طی روز مصرف می کنیم خیلی کمتره. سهم برنج شون معمولا اندازه ی یه کاسه ی ماست خوری و یا اندازه ی مشت دست! هستش. این برنجهای اندازه ی مشت دست رو بهش می گن «انی گیری» که غالبا با یه روکش از جلبک های دریای دورتادورش رو می پوشونن و معمولا توش هم علاوه بر برنج یه نوع آلو یا حبوبات یا سبزی یا... هستش و توی هر سوپرمارکتی هم می شه پیداش کرد. منتها اگه رژیم داشته باشین و یه نگاه کوچولو به برچسب کالری اش بکنین تا حد امکان از خوردنش منصرف می شین. چون همین موجود کوچک! بیش از ۲۵۰ کالری داره و خیلی هم سیرتون نمی کنه!. - معمولا وعده های غذایی شون خیلی کم حجم هستش و ظروف غذاخوری شون خیلی کوچک هستش. منتها این ظروف کوچک٬ اگرچه حجم زیادی رو در بر نمی گیرن ولی کاملا بالانس شده پر می شن!. یعنی توی یه وعده سعی می کنن همه ی گروههای مواد غذایی رو بخورن ولی توی خوردن زیاده روی نمی کنن(البته مهمونی ها و پارتی ها استثنا هستش و ممکنه تا سرحد خفه شدن بخورن و بنوشن!). - انواع و اقسام چای در فصول مختلف جزلاینفک وعده ی غذاشون هستش و توی مهدکودکها و مدارس و دانشگاهها و... سرد و گرمش موجود هستش و به جای آب و نوشابه٬ از چای استفاده می کنن. - غذا خوردن یکی از ارکان مهم زندگی براشون محسوب می شه و موقع غذا خوردن٬ سعی می کنن بیشترین لذت رو ببرن٬ هم از مصاحبت همدیگه و هم از نفس خوردن. کلا اکثرشون یادشون هستش که روزگاری مردم فقیری بودن و چیزی برای خوردن نداشتن ( بعد از جنگ جهانی دوم) و حالا که وضع شون خوبه و می تونن به حد کفایت بخورن٬ پس می خورن و می آشامن ولی به یاد اون روزها٬ اسراف نمی کنن! و اونچه رو که می خورن حتی اگه یه سوپ رقیق ِ آبکی ِ بی طعم باشه با لذت می خورن و می گن٬ به به چه خوشمزه هستش!. خوب حالا که اسرار رو برملا کردم٬ خیالم راحت شد!. راستی این روزها٬ ورزش من هم هماهنگ شد با یه مراسم آخر سال ژاپنی!. یکی از رسوم عهد دقیانوسی در اینجا که حالا کمتر بهش توجه می شه برنامه ی "هینو یو جین = 火の用心" هستش٬ به مفهوم " مراقب آتش سوزی باشید". اساسش هم بر این مبنا استوار هستش که چون در ازمنه ی قدیم و جدید! غالبا خونه هاشون رو از چوب می ساختن و می سازن٬ در نتیجه احتمال آتش سوزی خیلی بالا هستش و به همین خاطر مردم هر محله٬ هفته ی آخر سال رو دور هم جمع می شن و هر شب بین یه ساعت تا یه ساعت و نیم٬ با ابزار و ادوات هشدار دهنده! توی محله راه می افتن و به ساکنین محل هشدار می دن که مراقب آتش سوزی باشن چون یه چوب کبریت می تونه شهری رو به آتش بکشه!( هینو یو جین. ماچی ایی پون٬ کاجی نو موتو!). خلاصه ما هم یه هفته ی اخیر به همراه امت در صحنه محله مون٬ هر شب به مدت یه ساعت رفتیم پیاده روی و هم ملت رو از خطرات آتش سوزی آگاه کردیم و هم ورزش مون رو انجام دادیم!. تازه مثل قاشق زنی خودمون٬ گاهی ملت غیور٬ بهمون شکلات و تنقلات هم می دادن که ما هم با فروتنی تام! دادیم به بچه های همراه مون٬ تا بخورن و تپل مپل بشن!. خوب ما یواش٬ یواش از حضورتون مرخص می شیم و اگه عمری باقی باشه٬ هفته ی بعد٬ برمی گردیم!. شاد و سالم و ورزشکار بمونین. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 15:20 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن:
انسان دنيايي از عجايب است. حتما مطلب انار در خصوص "ارتباط اعصاب و احساس گرسنگی" رو خوندین. پس من حرف اضافه ایی ندارم که بزنم. فقط یه کوچولو تصویرسازی! می کنم تا اگه هنوز فرصت نکردین اون مطلب رو بخونین٬ وسوسه بشین و در فرصت مقتضی این کار رو حتما بکنین!. شمایی از چند نوروترانسمیتر ( میانجی یا پیک یا پیام رسان عصبی=Neurotransmitter ) که توی امور تغذیه ایی! خیلی مهم هستن: سرتونین ( Serotonin ) :
دوپامین ( Dopamine ) :
نمایی از استیل کولین (Acetylcholine) در ترکیب جوی دوسر :
نمایی از گاماآمینوبیوتریک اسید (GABA)= Gamma_aminobutyric_acid )) در یک ترکیب :
و بالاخره نروپپتید وای ( Neuropeptide Y ) جزجگرزده! :
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:30 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: و جعلنا من الماء کل شیء حی. آقا٬ در مورد این مطلب آبکی پایین٬ محمود آقا یه لینک رو به حق گذاشتن با عنوان "پشت پرده ی افسانه های علمی" که یه قسمتش مبنی بر این هستش که: "در حقیقت، بررسی های انجام شده حکایت از آن دارد که نوشیدن بیش از حد آب می تواند خطرناک باشد". همچنین "بر اساس این بررسی ها، محققان هیچ دلیلی برای اثبات صحت نظریه نوشیدن روزانه هشت لیوان آب نیافته اند". ضمنا بهار جون٬ اینکه من یه لیوان آب گرم و یا آب جوش مدام توی دست هام هستش به خاطر سردی هواست! که نمی تونم آب سرد بخورم و آب گرم رو ترجیح می دم (حتی موقع خوردن غذا برای خودم آب جوش می یارم سر میز!). اما ظاهرا متخصصین گوارش ميگن آب سرد بهتر جذب ميشه و در نتیجه آب سرد به آب گرم ارجحیت داره. برای رژیم داران هم من یه جا خوندم که توصیه شون آب سرد بود و فلسفه اش هم این بود که باعث می شه سوخت و ساز بدن بره بالا تا بتونه درجه حرارت آب رو به درجه حرارت بدن نزدیک بکنه. حالا برای اینکه نه سیخ بسوزه و نه کباب٬ شاید بهتر باشه که در طول روز از ترکيب هر دو تاش استفاده کنيم تا آب مورد نياز را به بدن مون برسونیم!. به هر حال نیاز بدن به آب در حدی هستش که اغلب خود بدن هم با سوزوندن چربی و کربوهیدرات و پروتئین به شغل شریف H2O سازی هم می پردازه! تا بتونه نیازش رو برآورده کنه. پس چه بهتر که ما هم حواس مون به این جریان باشه ولی در عین حال٬ مراقب باشیم تا از اون ور بوم هم نیفتیم و شهید راه آب! نشیم. آقا ما متن بالا رو به عنوان پی نوشت مطلب پایین نوشتیم ولی اونقدر طولانی شد که در نتیجه به عنوان یه پست آبکی! مرقوم نمودیم!. ولی شما بدانید و آگاه باشید که همچنان به عنوان پی نوشت مد نظرمون هستش!. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 10:2 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: انار گفته!: ميوه بهشتى هستم و يك دنيا خاصيت دارم٬ زادگاهم ايران است .بهترين موقع خوردن من صبح زود است. سرشار از ويتامين هاىA , B , C , E هستم و سرشار از آهن و فلزات مفيد ديگر هستم. رب من٬ غم و غصه را از دل مى برد. شيرين مرا، براى رفع سينه درد و سرفه ميل كنيد... اما انار وبلاگستان هم اندر معجزات آب گفته. در تایید حرف این انار ناب! تحقیقات هم نشون دادن که گرچه ممكنه عجيب به نظر بيايد، ولي آب به احتمال قوي لوسيون منحصر به فرد موثر در كاهش وزن و پيشگيري از چاقي مجدد هستش و متاسفانه اگرچه اکثر ماها توجه کافی به این ماده ی حیاتی نداریم ولی اين ماده ی بيرنگ و بو ممكنه تنها لوسيون جادويي واقعي براي كاهش پايدار وزن ما باشه!. اسرار ۲۰ گانه! برای مصرف ۸ لیوان آب در طی روز: ۱- با يكي از همكارانتان شرط ببنديد كه كدام يك از شما در يك روز كاري ميتواند آب بيشتري بنوشد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 15:35 توسط دیانا
|
|
||