تبليغاتX
توان
شنیدید که می گن:

اولویت اول یعنی اولویت اول.
یعنی این مساله بر هر امر دیگه ای در زندگی تقدم داره. بر خواست هر آدم دیگه ای، بر خوشحالی هر آدم دیگه ای، بر هرچی. هر تصمیمی که توی این هشت هفته باید این سئوال پرسیده بشه که "آیا این با تعهدی که من به خودم داده ام برای سلامتم توی این هشت هفته منافات داره؟" اگر داره عوضش کنین. انجامش ندین. اولویت یک٬ یعنی بقیه زندگی با این موضوع هماهنگ میشه نه این موضوع با بقیه زندگی. اگر هر کسی هست که نمی‌تونه به هر دلیلی این هشت هفته این تعهد رو نگه داره همین الان سنگهاش رو با خودش وا بکنه و وارد نشه برای اینکه من در مقابل وقتی که میگذارم و وقت بقیه گروه توقع تعهد دارم . از خودم هیچ عذری رو قبول نمیکنم که بخوام از بقیه قبول کنم. والسلام!
«انار»

این حرفهای انار برای من یه تلنگر اساسی بود. من هم مدتی هستش که یه اولویت اول دارم -اگرچه غیرورزشی و رژیمی-  ولی هی دست دست می کنم. باید درونی ترش کنم و به اولویت اول بودنش بیشتر و بهتر توجه کنم و بها بدم. من هم باید یه برنامه ی هشت هفته ایی برای انجام اولویت اولم بریزم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 14:16  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

مثل غنچه بود آن روز
غنچه ای که روییده
در هوای دی ماه
بر درخت خشکیده
مثل آب بود آن روز
آب چشمه ای شیرین
چشمه ای که می بیند
تپل تشنه ای غمگین
گرچه در زمستان بود
چون بهار بود آن روز
سرزمین ما انارستان 
شور و غوغا بود آن روز
روز خنده ی ما بود
روز گریه ی چربی
روز خوب پیروزی
بیست و ششم دی ماه
بیست و ششم دی ماه!
....

آقا این تولد فرخنده و میلاد مسعود بر عموم تپلان انارستانی مبارک و تهنیت باد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:37  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

آنکه به صبح می اندیشد ، هميشه می خندد.
«گوته»

هیچ راه معجزه آسایی برای لاغر شدن وجود نداره و رژیمی که اکسیر زندگی باشه هنوز ابداع نشده!. بنابراین ما فارغ از معجزه و جادو و جمبل و اکسیرات! به رژیمی احتیاج داریم که بتونیم یه عمر باهاش سر کنیم. ما تپلها با هم فرق داریم. مثل هم لباس نمی پوشیم٬ سلیقه هامون یکی نیست٬ ذائقه هامون فرق می کنه٬ احتیاجات بدن مون منحصر به خودمونه٬ خصوصیات بدنی مون متفاوته٬ از نظر ژنتیکی اختلاف داریم..... بنابراین باید روشی رو انتخاب کنیم که با شرایط مون جور دربیاد.
اصلا رژیم باید به رژیم گیرنده بیاد!. مسیر «موفقیت» هرکسی با دیگران فرق می کنه. اگرچه می تونه برآیندی از مسیرهای دیگران باشه ولی الزاما یکی نیست و بردارهاش متفاوته. این نکته برای موفق شدن توی٬ تغییر دادن اندام و هیکل هم صادق هستش.
ما نیاز به زمان داریم تا راه درست رو که منطبق با شرایط مون باشه رو پیدا کنیم. روش مون هم آزمون و خطاست. منتها باید با آگاهی بیشتر راهی رو آزمون کنیم که در صورت خطا بودنش٬ کمترین لطمه رو به جسم و روان مون بزنه.
می گن یه شروع خوب٬ گاهی به منزله ی همه ی راه هستش. پس به قول انار با گذشت اولین سال هجری رژیمی!٬ بد نیست که شروع مجددی داشته باشیم برای ثبات قدم بیشتر٬ در راهی که شروع کردیم.

پس٬ یه یا علی دیگه...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت( ۲ ساعت بعد):

بچه ها بلاگفا اشکال داره و به تناوب بعضی از وبلاگها رو و گاهی کامنتدونی ها رو باز نمی کنه٬ گفتم که بدونید!.

پی نوشت(۲ روز بعد):

بنا به توضیح رقی عزیز٬ اشکال بلاگفا ظاهرا به خاطر ir و com آخرش هستش. ظاهرا این بار با ir وبلاگها باز نمی شه.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:48  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

ما با معلولیت فقط یک لحظه فاصله داریم.


 
داستان معلولیت٬ قصه ی جدیدی نیست. منتها مرور اون٬ یادآور این هستش که فراموش نکنیم که ما آدمها استاندارد نداریم٬ که به ذهن بسپریم که هیچ معلولی دلش نمی خواسته معلول بشه٬که فراموش نکنیم که معلولین هنرشون در پریدن با بال شکسته هستش٬  که مرور کنیم احتمال ناتوانی های جسمی آتی رو٬ و در این میون قدر دان سلامت نسبی فعلی مون باشیم.
ما الان "توان" داریم. "کم توان" یا "ناتوان" نیستیم و حتی "توانخواه" هم نیستیم و نیازی هم به "توانبخشی" نداریم٬ اما شاید بد نباشه دنبال "توان یابی" بیشتر باشیم و باور کنیم که ما "توانمند"یم و می تونیم منشا اثر باشیم. ماها شاید نتونیم بطور مستقیم کاری برای معلولین انجام بدیم اما حداقل کاری که می تونیم برای خودمون و نه برای اونها٬ انجام بدیم٬ این هستش که ازشون درس بگیریم و بعد آموخته ها مون رو تکرار کنیم و تکرارو باز هم تکرار. باید ملکه ی ذهن مون بشه این "توانستن" ها مون. کم نداریم نمونه های وطنی  و غیروطنی از معلولینی که علیرغم مشکلات شون٬ تونستن موانع رو از سر راه شون بردارن و یواش یواش جلو برن. نمونه ی آخرش هم اسکات ریگزبی هستش که انار عزیز توی این پست اش با خوشفکری همیشه گی اش٬ شرح حالش رو که کمک حال اهداف رژیمی و ورزشی ما می تونه باشه رو نوشته. کسی که در آستانه ی ۴۰ ساله گی٬ و علیرغم نداشتن دوپا٬ تونسته یه ماراتن کامل رو همراه با آدمهای عادی به پایان ببره. علاوه بر اون٬ اخیرا هم مسابقات سه گانه ی Ironman  که شامل شنا (۳.۸۶کیلومتر)٬ دوچرخه سواری (۱۸۰.۲کیلومتر) و دوی ماراتن (۴۲.۱۹۵کیلومتر)  و بطور متوالی انجام می شه رو با موفقیت به پایان برسونه.

یادمون نره که برای رسیدن به "باور"هامون باید تلاش کنیم. خیلی چیزها هستش که باید به یاد داشته باشیم٬ اما مهمترین اونها شاید این باشه که "باور" کنیم که این ما هستیم که باورهای خودمون رو می سازیم.

کاشکی خودمون رو بهتر و بیشتر "باور" کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 11:30  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

به ياد داشته باش كه امروز طلوع ديگري ندارد.
"دانته"

سال نوی میلادی ساعاتی پیش شروع شده( به افق اینجا حدود ۱۵ ساعت پیش) و به همین مناسبت! من هم این چند روز گرفتارم و یه سفر چند روزه در پیش داریم. به همین خاطر گفتم شاید بدنباشه که چند تا از اسرار ژاپنی ها رو در خصوص غذا خوردن برملا کنم! تا یحتمل٬ توی این مدت غیبت صغرای ما به درد شماها هم بخوره و ما هم در اوان سال موش کمی توی کارشون٬ موش بدوانیم!.

- یکی از رموز چشم بادومی ها اینه که اتوماتیک وار٬ این توی ذهن شون هستش که به جای مزه ی غذا به خاصیتش فکر کنن و قبل از انتخاب غذا با خودشون مرور کنن که خوردن چه چیزهایی براشون فایده داره. این هم شاید به این خاطر باشه که از همون اوان کودکی یاد می گیرن که انواع و اقسام مواد مغذی رو بخورن و حتی میزان کالری روزانه شون که توی مهدکودک یا مدرسه قراره بخورن٬ از قبل و بطور ماهانه و به تفکیک روز٬ به اطلاع والدین می رسه و هرم غذایی رو اگه هر روز نبینن حداقل هفته ایی یه بار به ترفندهای مختلف که اولیای مدرسه به کار می برن٬ به سمع و نظرشون! می رسه.

- غالبا معتقدن که توی وعده های روزانه شون بهتره که  غذاشون ترکیبی از ۵ رنگ سبز٬ سفید٬ قرمز٬ سیاه و زرد باشه و حتی توی غذاهای مخصوص سال نو شون این ترکیب رنگ رو حتما لحاظ می کنن ( مثال مواد غذایی که این پنج رنگ رو در بر می گیره با شما!).

-  دانه ی سویای خشک و یا سبزش (Eda mame) و یا فرآورده های اون نظیر سس سویا٬ توفو ٬ شیر سویا و ناتو از اقلامی هستش که در طی روز حداقل یکی اش رو مصرف می کنن. خواص بیشمار سویا هم که بر کسی پوشیده نیستش.

- گوشت قرمز رو خیلی کم استفاده می کنن ولی غذاهای دریایی و به خصوص ماهی رو اگر روزانه به روشهای مختلف مصرف نکنن٬ اون روزشون٬ انگار یه چیزی گم کردن!.

- آرد غلات و آرد گندم از مواد مصرفی عمده شون هستش و مصرف نشاسته در رژیم غذایی شون خیلی محدود هستش. انواع و اقسام رشته هایی هم که مصرف می کنن از آرد غلات سبوس دار هستش. صد البته برنج هم روزانه می خورن ولی به نسبت برنجی که ما در طی روز مصرف می کنیم خیلی کمتره. سهم برنج شون معمولا اندازه ی یه کاسه ی ماست خوری و یا اندازه ی مشت دست! هستش. این برنجهای اندازه ی مشت دست رو بهش می گن «انی گیری» که غالبا با یه روکش از جلبک های دریای دورتادورش رو می پوشونن و معمولا توش هم علاوه بر برنج یه نوع آلو یا حبوبات یا سبزی یا... هستش و توی هر سوپرمارکتی هم می شه پیداش کرد. منتها اگه رژیم داشته باشین و یه نگاه کوچولو به برچسب کالری اش بکنین تا حد امکان از خوردنش منصرف می شین. چون همین موجود کوچک! بیش از ۲۵۰ کالری داره و خیلی هم سیرتون نمی کنه!.

- معمولا وعده های غذایی شون خیلی کم حجم هستش و ظروف غذاخوری شون خیلی کوچک هستش. منتها این ظروف کوچک٬ اگرچه حجم زیادی رو در بر نمی گیرن ولی کاملا بالانس شده پر می شن!. یعنی توی یه وعده سعی می کنن همه ی گروههای مواد غذایی رو بخورن ولی توی خوردن زیاده روی نمی کنن(البته مهمونی ها و پارتی ها استثنا هستش و ممکنه تا سرحد خفه شدن بخورن و بنوشن!).

- انواع و اقسام چای در فصول مختلف جزلاینفک وعده ی غذاشون هستش و توی مهدکودکها و مدارس و دانشگاهها و... سرد و گرمش موجود هستش و به جای آب و نوشابه٬ از چای استفاده می کنن.

- غذا خوردن یکی از ارکان مهم زندگی براشون محسوب می شه و موقع غذا خوردن٬ سعی می کنن بیشترین لذت رو ببرن٬ هم از مصاحبت همدیگه و هم از نفس خوردن. کلا اکثرشون یادشون هستش که روزگاری مردم فقیری بودن و چیزی برای خوردن نداشتن ( بعد از جنگ جهانی دوم) و حالا که وضع شون خوبه و می تونن به حد کفایت بخورن٬ پس می خورن و می آشامن ولی به یاد اون روزها٬ اسراف نمی کنن! و اونچه رو که می خورن حتی اگه یه سوپ رقیق ِ آبکی ِ بی طعم باشه با لذت می خورن و می گن٬ به به چه خوشمزه هستش!.

خوب حالا که اسرار رو برملا کردم٬ خیالم راحت شد!. راستی این روزها٬ ورزش من هم هماهنگ شد با یه مراسم آخر سال ژاپنی!. یکی از رسوم عهد دقیانوسی در اینجا که حالا کمتر بهش توجه می شه برنامه ی "هینو یو جین = 火の用心" هستش٬ به مفهوم " مراقب آتش سوزی باشید". اساسش هم بر این مبنا استوار هستش که چون در ازمنه ی قدیم و جدید! غالبا خونه هاشون رو از چوب می ساختن و می سازن٬ در نتیجه احتمال آتش سوزی خیلی بالا هستش و به همین خاطر مردم هر محله٬ هفته ی آخر سال رو دور هم جمع می شن و هر شب بین یه ساعت تا یه ساعت و نیم٬ با ابزار و ادوات هشدار دهنده! توی محله راه می افتن و به ساکنین محل هشدار می دن که مراقب آتش سوزی باشن چون یه چوب کبریت می تونه شهری رو به آتش بکشه!( هینو یو جین. ماچی ایی پون٬ کاجی نو موتو!). خلاصه ما هم یه هفته ی اخیر به همراه امت در صحنه محله مون٬ هر شب به مدت یه ساعت رفتیم پیاده روی و هم ملت رو از خطرات آتش سوزی آگاه کردیم و هم ورزش مون رو انجام دادیم!. تازه مثل قاشق زنی خودمون٬ گاهی ملت غیور٬ بهمون شکلات و تنقلات هم می دادن که ما هم با فروتنی تام! دادیم به بچه های همراه مون٬ تا بخورن و تپل مپل بشن!.

خوب ما یواش٬ یواش از حضورتون مرخص می شیم و اگه عمری باقی باشه٬ هفته ی بعد٬ برمی گردیم!.

شاد و سالم و ورزشکار بمونین.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 15:20  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

انسان دنيايي از عجايب است.
"ارسطو"

حتما مطلب انار در خصوص "ارتباط اعصاب و احساس گرسنگی" رو خوندین. پس من حرف اضافه ایی ندارم که بزنم. فقط یه کوچولو تصویرسازی! می کنم تا اگه هنوز فرصت نکردین اون مطلب رو بخونین٬ وسوسه بشین و در فرصت مقتضی این کار رو حتما بکنین!.

شمایی از چند نوروترانسمیتر ( میانجی یا پیک یا پیام رسان عصبی=Neurotransmitter ) که توی امور تغذیه ایی! خیلی مهم هستن:

سرتونین ( Serotonin ) :

دوپامین ( Dopamine ) :

نمایی از استیل کولین (Acetylcholine) در ترکیب جوی دوسر :

نمایی از گاماآمینوبیوتریک اسید (GABA)= Gamma_aminobutyric_acid )) در یک ترکیب :

و بالاخره نروپپتید وای ( Neuropeptide Y ) جزجگرزده! :

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:30  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

و جعلنا من الماء کل شیء حی.
یعنی!:
به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.
"قرآن مجید٬ سوره ی انبیا"

آقا٬ در مورد این مطلب آبکی پایین٬ محمود آقا یه لینک  رو به حق گذاشتن با عنوان "پشت پرده ی افسانه های علمی" که یه قسمتش مبنی بر این هستش که: "در حقیقت، بررسی های انجام شده حکایت از آن دارد که نوشیدن بیش از حد آب می تواند خطرناک باشد". همچنین "بر اساس این بررسی ها، محققان هیچ دلیلی برای اثبات صحت نظریه نوشیدن روزانه هشت لیوان آب نیافته اند".
 که تذکر کاملا به جایی هستش و من از ایشون ممنونم. بنابراین مثل همیشه باید مراقب افراط و تفریط باشیم. منتها چون مرز "بیش از حد" مشخص نشده در نتیجه به نظر من٬ ما باید به رفلکس های بدن مون توجه کنیم و نسبت به اونها هوشیار باشیم و بی تفاوت از کنارشون نگذریم.
اینطور که من خوندم گفته شده که در صورت مصرف خیلی زیاد آب (که باز این خیلی زیاد تعریف نشده که چقدر خیلی زیاده!)، ممکنه بدن دچار "هیپوناترمی" که در واقع کمبود سدیم توی خون هستش٬ بشه. هیپوناترمی هم نشونه ی رقیق شدن مایعات بدن به خاطر افزایش آب نسبت به سدیم ِكل بدن هستش و از علایم اش هم می شه از تهوع، سردرد، گیجی، كاهش رفلكس‌ها٬ بی قراری و در نهایت تشنج و كما اسم برد. حالا اگه این هیپوناترمی وخیم تر بشه اونوقت، تهوع باعث تحریك ترشح یه هورمونی می‌ شه  كه این هورمون باعث تجمع آب در بدن می شه و در نتیجه آب كمتری دفع می شه و یه سیکل معیوب بوجود بیاد که خدایی نکرده باعث می شه انا لله و انا علیه راجعون بشیم و دارفانی رو وداع بگیم!. حالا این اتفاقات زمانی رخ می ده که مصرف آب بالا و دفع آب پایین هستش.
به نظر من ِ غیر متخصص٬ ماها باید همیشه و همه جا گوش به زنگِ آلارم های بدن مون باشیم و ببینیم که "بیش از حد" براش چه مفهومی داره و آیا با نوشیدن ۸ لیوان آب در طی روز ٬ بالانس دفع برقرار هستش یا نه. چون همونطور که خودتون بهتر از من می دونین٬ نوشیدن آب نه فقط به خاطر کاهش وزن٬ بلکه برای کل بدن اونقدر مفیده که حیف هستش از بدن دریغ کنیم چون به اقتضای سن و جنس، ۵۵تا ۷۰ درصد وزن بدن ما از آب تشكیل شده و به عبارتی حدود دو سوم بدن رو آب تشکیل داده و یه فرد بالغ در حالت عادی حداقل به ۵۰۰تا ۶۰۰ میلی لیتر مایعات در طی روزاحتیاج داره٬ حالا اگه ورزش می کنیم و فعالیت بدنی هم داریم باید به ازای هر ۲۰-۱۰ دقیقه حدود ۳۰۰ میلی لیتر مایع اضافی دریافت کنیم. این رو باید همیشه مد نظر داشته باشیم که احساس تشنه گی نشونه ی این هستش که بدن ما از کمبود آب داره رنج می بره و نباید بذاریم که بدن به ورطه ی رنج کشیدن بیفته!. خلاصه برای اینکه بدن متعادلی داشته باشیم٬ باید روزانه متناسب با فعالیتهای روزمره مون حداقل دو لیتر مایعات به صورت آب، آب میوه، چای ٬میوه جات٬ سوپ رقیق٬ لبنیات و یا حتی چای های گیاهی استفاده کنیم.
منتها برای ما تپلها! که علاوه بر خواص بیشمار آب برای بدن٬ می خوایم چربی هم بسوزونیم و سموم بدن رو خارج کنیم و کالری کمتری هم دریافت کنیم٬ لازمه که آب خالص بیشتری (البته در حد متناسب!) دریافت کنیم. حالا حد متناسب اش که اکثر متخصصان و کارشناسان تغذیه روش توافق دارن همین ۸ لیوان هستش. بنابراین به قول معروف ما به مرگ می گیریم که به تب راضی بشیم!. درنهایت اگه ماحصل اون پست پایین و این پی نوشت آبکی! این باشه که حداقل نذاریم دچار تشنه گی بشیم و بدن رو به رنج نندازیم!٬ در واقع تبی هستش که ما به عنوان یه همگروه٬ بهش راضی هستیم!.

ضمنا بهار جون٬ اینکه من یه لیوان آب گرم و یا آب جوش مدام توی دست هام هستش به خاطر سردی هواست! که نمی تونم آب سرد بخورم و آب گرم رو ترجیح می دم (حتی موقع خوردن غذا برای خودم آب جوش می یارم سر میز!). اما  ظاهرا متخصصین گوارش مي‌گن آب سرد بهتر جذب مي‌شه و در نتیجه آب سرد به آب گرم ارجحیت داره. برای رژیم داران هم من یه جا خوندم که توصیه شون آب سرد بود و فلسفه اش هم این بود که باعث می شه سوخت و ساز بدن بره بالا تا بتونه درجه حرارت آب رو به درجه حرارت بدن نزدیک بکنه. حالا برای اینکه نه سیخ بسوزه و نه کباب٬ شاید بهتر باشه که در طول روز از ترکيب هر دو تاش استفاده کنيم تا آب مورد نياز را به بدن مون برسونیم!.

به هر حال نیاز بدن به آب در حدی هستش که اغلب خود بدن هم با سوزوندن چربی و کربوهیدرات و پروتئین به شغل شریف H2O سازی هم می پردازه!  تا بتونه نیازش رو برآورده کنه. پس چه بهتر که ما هم حواس مون به این جریان باشه ولی در عین حال٬ مراقب باشیم تا از اون ور بوم هم نیفتیم و شهید راه آب! نشیم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ( بلافاصله!):

آقا ما متن بالا رو به عنوان پی نوشت مطلب پایین نوشتیم ولی اونقدر طولانی شد که در نتیجه به عنوان یه پست آبکی! مرقوم نمودیم!. ولی شما بدانید و آگاه باشید که همچنان به عنوان پی نوشت مد نظرمون هستش!.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 10:2  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

انار گفته!: ميوه بهشتى هستم و يك دنيا خاصيت دارم٬ زادگاهم ايران است .بهترين موقع خوردن من صبح زود است. سرشار از ويتامين هاىA , B , C , E هستم و سرشار از آهن و فلزات مفيد ديگر هستم.   رب من٬ غم و غصه را از دل مى برد. شيرين مرا، براى رفع سينه درد و سرفه ميل كنيد...
سایت ایرانیان انگلستان

اما انار وبلاگستان هم  اندر معجزات آب گفته. در تایید حرف این انار ناب! تحقیقات هم نشون دادن که گرچه ممكنه عجيب به نظر بيايد، ولي آب به احتمال قوي لوسيون منحصر به فرد موثر در كاهش وزن ‌و پيشگيري از چاقي مجدد هستش و  متاسفانه اگرچه اکثر ماها توجه کافی به این ماده ی حیاتی نداریم ولی ‌اين ماده ی بي‌رنگ و بو ممكنه تنها لوسيون جادويي واقعي براي كاهش پايدار وزن ما باشه!.
اینجا هم دکتر رابرت سان علاوه بر ذکر فواید آب خوری٬ ۲۰ نکته رو هم یاد آوری کرده که می تونه باعث افزایش آب خوردن روزانه مون بشه. یه بنده ی خدایی هم ظاهرا این رو به فارسی ترجمه کرده و مابقی بنده گان خدا! هم اون رو هی کپی و پیست کردن و بدون ذکر نام مترجم اصلی توی روزنامه ها و سایت ها و وبلاگهاشون گذاشتن. باور ندارین اینجا رو یه نگاه بندازین تا ببینین که چه خبره. به هر حال این نکات چون جالب و مفید هستن و از طرفی ترجمه ی متن ترجمه شده هم چنگی به دل نمی زنه در نتیجه من هم به صرف یادآوری برای خودم و شما٬ این متن ترجمه شده رو اینجا می ذارم تا شاید همین باعث بشه که امروز چند لیوان بیشتر آب بخوریم!. با این امید که این مترجم ناشناس اولیه٬ بر ما ببخشاید!.

اسرار ۲۰ گانه! برای مصرف ۸ لیوان آب در طی روز:

۱- با يكي از همكارانتان شرط ببنديد كه كدام يك از شما در يك روز كاري مي‌تواند آب بيشتري بنوشد.
۲- در هر مقطعي از روز كه تغيير فعاليت مي‌دهيد يك ليوان بزرگ آب خنك نوش جان كنيد: در شروع روز درست پس از برخواستن از خواب؛ درست پيش از ترك منزل براي رفتن به محل كار؛ وقتي در اداره پشت ميز كارتان نشستيد, و غيره.
۳-  كار را براي خودتان ساده كنيد: هميشه يك شيشه پلاستيكي پر از آب پاكيزه و خنك روي ميزتان داشته باشيد و در طول روز هميشه به سراغ آن برويد.
۴-  وقتي آب ميوه مي‌خوريد (آب سيب، آب انگور، آب پرتقال) نصف ليوانتان را با آب خالص پر كنيد.
۵-  وقتي خيلي هوس خوردن غذاهاي آت و آشغال كرديد، بلافاصله پس از صرف آن يك ليوان آب بنوشيد!
۶- در ساعات اداري راس هر ساعت يك ليوان آب بنوشيد. با پايان ساعت اداري شما آب مورد نياز روزانه بدنتان را تامين كرده‌ايد.
۷- به جاي چاي يا قهوه يك ليوان آب گرم با يك قاشق عسل حل شده در آن نوش جان كنيد.
۸- مادام كه سر كار هستيد يك ليوان بزرگ پر از يخ در دسترس داشته باشيد و همواره آن را از آب خوري اداره پر كنيد. كلمه كليدي نوشيدن با ني است- چون در آن صورت هر بار مقدار بيشتري آب مي‌نوشيد و در مجموع بهتر آب بدنتان را تامين مي‌كنيد.
۹- تكه‌هاي كوچك ليمو ترش، پرتقال و ديگر مركبات را در فريزر منجمد كنيد و از آن‌ها به جاي تكه‌هاي يخ استفاده كنيد. آب خنك شده با آن‌ها نشاط آورتر است و ضمنا قدري ميوه مصرف كرده‌ايد.
۱۰- پس از هر بار به توالت رفتن براي تنظيم بهتر سيستم گوارشيتان يك ليوان آب بنوشيد.
۱۱- هرگز از نوشيدني‌هاي گازدار پيش از نوشيدن سه يا چهار ليوان آب خالص گوارا استفاده نكنيد. خواهيد ديد ديگر يا ميلي به صرف نوشيدني گازدار نخواهيد داشت، و يا به نوشيدن نصف قوطي، از مصرف بقيه آن‌ صرف نظر خواهيد كرد.
۱۲- دو برابر ميزان مصرف چربي‌ها آب بنوشيد: من هنگام خوردن غذايي كه 10 گرم چربي دارد 20 اونس آب مي‌نوشم.
۱۳- با هر وعده غذا دو ليوان پر آب بنوشيد، يكي قبل و يكي بعد از غذا، همچنين پيش از هر خوراكي وسط روز، يا عصر، يك ليوان آب بنوشيد تا ميل به پر خوري بين وعده‌هاي اصلي غذا پيدا نكنيد.
۱۴- هميشه يك بطري قابل پر كردن مجدد همراه داشته باشيد و در اوقات بيكاري در صف بانك هنگامي كه در اتوبوس يا مترو هستيد، و...آب بنوشيد.
۱۵- يك ليوان زيباي لب طلائي تهيه كنيد و از شير آب آن را پر كنيد و با لذت بنوشيد.
۱۶- بلافاصله پس از آرايش كردن دو ليوان آب بنوشيد.
۱۷- يك شيشه دو ليتري آب با خود به اداره ببريد و سعي كنيد پيش از پايان كار آن را تمام كنيد. اگر نتوانستيد اين كار را بكنيد در ترافيك در راه منزل آن را تا ته بنوشيد. اين درست مثل شركت در يك مسابقه است.
۱۸- هميشه در هنگام تماشاي تلويزيون، شستشوي لباسها،‌ شام پختن،‌و غيره يك بطري بزرگ آب در دسترس داشته باشيد.
۱۹- به برنامه محافظت از پوست خود نوشيدن دو ليوان آب را بيفزائيد. ليوان آب را بنوشيد، پوست را تميز كنيد، آن را مرطوب نمائيد. و غيره،‌ و بعد دوباره آب بنوشيد.
۲۰- آب تان را از يك پيمانه مدرج شيشه‌اي پيركس بنوشيد. اين راه خوبي است براي اندازه‌گيري ميزان آب مصرفيتان در روز. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 15:35  توسط دیانا  |