تبليغاتX
توان

  شنیدید که می گن:

صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي، هيچ گاه با ياس و استيصال رو به رو نخواهد شد.
"ناپلئون"

آقا ما امروز زدیم روی کانال آگهی بازرگانی و تبلیغ یه سری محصول رو در دستور کار داریم:
 اولی اش رو بطور اختصاصی برای آزی و بهار عزیز می ذاریم. این محصول فرهنگی! در اصل اسمش Word cards هستش و کاربردش توی ژاپن خیلی متداول هستش و یکی از دلایل اش هم حدود ۳۰۰۰کانجی هستش که هر ژاپنی باید بلد باشه تا بتونه درک کنه که روزنامه چی نوشته.
در واقع همونطور که از اسم اش پیداشت یه سری کارت هستش برای لغات که با یه حلقه به هم متصل شده٬ ولی می شه این کارت ها رو از توی حلقه درآورد و با توجه به نوع مطالعه ی مورد نظر روش لغت نوشت یا روش سوال و پشت اش جواب مربوطه رو نوشت یا عکس چسبوند و مشخصات حفظ کرد و یا مهمتر از همه نکات کلیدی کاهش وزن و لایف استایل رو که انار هی گوشزد می کنه روش نوشت و روزانه مرور کرد!. به قول انار نکته ی کنکوری اش این هستش که قابل حمل هستش و به مرور می تونیم بهش کارت اضافه کنیم. ضمنا به راحتی هم می تونیم خودمون با مقوا و یا حتی با بریدن برگه های A4 در ابعاد دلخواه و قابل حمل اون رو تهیه کنیم و به معلومات روزانه مون اضافه کنیم و شرایط مرورش رو فراهم کنیم.(الان که اینها رو نوشتم یه هو جرقه ایی به ذهن ام زده شد که کلمات مفیدی رو که انار توی اتاق پذیرایی(یعنی وبسایت افکار) داره با هر پست اش توضیح می ده رو به این شکل کم کم جمع آوری کنم).
حالا به لحاظ آشنایی بصری این یه نمونه ی خودکار سرخود! هستش که نخ خودکار توسط اون ماسماسک گرده قابل کوتاه و بلند شدن هستش و در واقع برای موقعیت های توریستی و زبان آموزی درجا! به درد می خوره:

این هم برای مرور عکس پیش بینی شده٬ و روی همون کارتها یه سری عکس چسبوندن.

این هم سرنوشت موارد متعددش هستش که روی میزتحریر امثال دلبند تلنبار شده!:

و بالاخره این هم مدل دیجیتالی اش!:

در همین رابطه می تونین اینجا یه برادر ژاپنی رو مشاهده کنین که چطوری با استفاده از این کارتها تونسته علم آموزی کنه و به شغل موردنظرش برسه(عکسهای پایین تر از وسط صفحه!).

محصول بعدی در راستای یادآوری فرمایشات انار (با همدلی لوا  ی عزیز)  در خصوص لباس مخصوص جهت ورزش بانوان! هستش. پست مربوطه رو بخونین و در عکس زیر هم یه نمونه اش رو ببینین پلیز!: 

محصول ورزشی بعدی هم یادآوری جهت استفاده از گن ورزشی هستش. یادتونه گفتیم عضلات حافظه دارن؟. حالا برای اینکه عضلات تون رو بفرستین کلاس تقویتی! و از طرفی برای بدن تون نظم و دیسیپلین تعریف کنین٬ لطفا روزانه از گن های ورزشی (به تفکیک زن و مرد) هم استفاده کنین پلیز!٬ چون برای کاهش وزن تون و نگهداری از عضلات تون و احساس رضایت از خودتون موثر هستش.

آخرین محصول تبلیغی امروز هم یه عدد کاپشن و شلوار پلاستیکی هستش که دیانا کشف شون کرده و برای دوستانی معرفی می کنه که در کاهش وزن عجله دارن!. منتها نمی دونه معرفی اش به صلاح هستش یا نه. چون ممکنه برای خیلی از شما حساسیت پوستی ایجاد کنه. به هر حال من معمولا وقتی اینها رو می پوشم٬ حرارت بدن ام (اگه اغراق نباشه) به میزان سه تا چهار برابر افزایش پیدا می کنه. سر آستین ها و دم پاچه ی شلوارش کش داره و در نتیجه مانع خروج دما می شه. من شاید ماهی یه بار (اگه حوصله داشته باشم) وقتی که توی خونه استپر کار می کنم می پوشم شون. نکته ی قابل توجه هم این هستش که حتما زیرش باید تی شرت و گرمکن نخی بپوشین تا کمترین اثر سو رو روی پوست تون داشته باشه. حالا چرا معرفی اش کردم؟ چون در صورت تمایل و صلاحدید٬ به راحتی خودتون می تونین با خریدن چند متر پلاستیک نرم یه چیزی مشابه اش رو درست کنین و موقع ورزش کردن(البته توی خونه!) ازش استفاده کنین. همین کار رو هم تا حدودی بادگیر و یا بارونی های پلاستیکی انجام می ده. خلاصه تنها کاری که این محصول! انجام می ده بالا بردن سریع تر درجه حرارت بدن و نگهداری این حرارت و در نتیجه تعرق بیشتر هستش( یه جورایی سونای خشک در هنگام ورزش هستش!). بالا رفتن درجه حرارت هم باعث سوخت و ساز بیشتر می شه و حتی من جایی خونده بودم که به این نکته ی ظریف اشاره کرده بود که بلافاصله بعد از ورزش٬ دوش نگیرین تا یواش یواش درجه حرارت تون بیاد پایین و توی این حدفاصل که دما می یاد پایین(بین نیم تا یک ساعت) چربی های بیشتری آب بشه!. این عکس رو هم به دل نگیرین و ازش نترسین پلیز٬ دیگه بهتر از این نتونستم عکاسی کنم جوری که حق مطلب رو ادا کنه!.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:1  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

توی تمرین نیمه ماراتن یاد گرفتم که اگر واقعا تلاشی رو که در حد توانت بوده انجام بدی اصلا نیازی به سرزنش نیست. سرزنش وقتیه که تلاش کافی نبوده.
"انار"

آقا یکی از سوالاتی که تقریبا بطور مرتب و هر ماه توی انارستان مطرح می شه بحث ترکهای پوستی  هستش که اخیرا هم مطرح شده. یه سری اطلاعات در این مورد توی آرشیو وبلاگ انار  توی پست ۲۳آگوست ۲۰۰۷ قبلا رد و بدل شده و بد ندیدم که همون سوال و جوابها رو عینا اینجا منتقل کنم تا دسترسی بهش ساده تر باشه. البته این امکان وجود داره که قبل و یا بعد از این تاریخ هم نکاتی توی انارستان مطرح شده باشه که اگه پیداشون کردم بعد مثل انار بصورت تکمیلی به انتهای لیست این سوال و جوابها اضافه می کنم.

یکی از خواننده های خوب انارستان به اسم پارمیس ۴شهریور ۱۳۷۶ کامنت گذاشته بود که:
دوستان عزيز. سلام........
مدتي هست كه وبلاگ شما رو دنبال ميكنم.راستش من حدود 18 كيلو كاهش وزن داشتم كه بيشتر اين كاهش با ورزش بود، تمام ورزش ها زير نظر مربي بود و من اميد داشتم كه پوستم به حالت اوليه برگرده، از لحاظ تغذيه هم زير نظر متخصص بودم و تمام نكات تغذيه ايي رو رعايت كردم. اما متاسفانه هم دچار افتادگي پوست مخصوصا در ناحيه پشت بازو... شكم و سينه ها شدم و هم در همين نواحي ترك هاي پوستي شكل گرفته.خيلي خيلي ناراحت اين موضوع هستم. پيش چند متخصص زيبايي هم رفتم كه همه تنها راه درمان رو جراحي (البته همه نواحي غير ممكنه!) و برداشتن پوستهاي شل و ترك خورده مي دانند. كه اين راه براي من ميسر نيست هم بخاطر سن كمي كه دارم. (24 سال) و هنوز ازدواج نكردم و هم بخاطر هزينه و ريسك بالاي جراحي....خوشحال ميشم اگه با پيشنهاداتون كمكم كنيد و مخصوصا بچه هاي خارج از كشور راه هاي جديد درمان رو توضيح بدن!!!
با سپاس

بعدش شیدای عزیز نوشته بود که :
خوب فرصت خوبيه كه منم مشكلم رو اينجا بگم......منم تازگي ها روي بازوهام ترك پوستي به وجود امده.....در ضمن بازوهام كمي به نظر شل ميان واونقدري كه بايد سفت و محكم نيستن.........نرمش خاصي براي اين نواحي سراغ ندارين؟......


دیانا به پارمیس و شیدا گفته:
پارامیس جون
من چند تا سوال داشتم ازت:
۱- ابتدا چند کیلو بودی و چقدر اضافه وزن داشتی؟
۲-این اضافه وزن رو در طی چه مدتی پیدا کردی؟
۳- سابقه ی ژنتیکی برای اضافه وزن توی خونواده دارین؟
۳-کاهش وزن ۱۸کیلو رو در طی چه مدت انجام دادی؟
۴-الان به وزن ایده آل رسیدی؟
ممنون می شم اگه جواب بدی. چون می گی تحت نظر مربی بودی و با متخصص تغذیه هم در ارتباط بودی و چند تا متخصص زیبایی هم جراحی رو بهت پیشنهاد دادن کمی آدم توی فکر می ره.
شیدا جون سعی می کنم که اینترنت رو شخم بزنم!!! و ببینم می تونم مطلبی در این پیدا کنم یا نه. چون متاسفانه این کلینیک های زیبایی _ پوستی تا دل ات بخواد آگهی های تبلیغی گذاشتن روی اینترنت بجای دو کلمه حرف حساب!. فوت کوزه گری شون مختص خودشونه!. خلاصه سعی ام رو می کنم تا مطلبی در این مورد پیدا کنم ...

بعد پارمیس جواب داده که:

۱. من با قد 167، 72 کیلو بودم.
2. حدود 4 سال دوران دانشجویی
3. چاقی مفرط نه! اما کمی اضافه وزن چرا... ضمنا مادرم و خاله هام و حتی عمه هام با وجود زایمان هیچ کدومشون کوچکترین لک یا ترکی روی پوست بدن شون نیست و گوشتشون هم خیلی سفته!. اما من به اونا نرفتم.
4. حدود 6 ماه
5. بله الان با وزن 53، به وزن ایده ال م رسیدم.

نهایتا دیانا برای پارمیس نوشته:
پارمیس جون٬
همونطور که می دونی ترکهای پوستی زمانی ایجاد شدن که تو در حال افزایش وزن بودی و در واقع الان که وزن کمتری داری و حجم بدن ات کم شده داری مشاهده شون می کنی و فعلی هستش که قبلا اتفاق افتاده. درست مثل زمان بارداری که معمولا به خانمها پیشنهاد می شه که از ماه سوم چهارم بهتره که بدن شون رو با روغن زیتون یا روغن بادوم و یا لوسیونهای مخصوص چرب کنن. در واقع مثل همه ی مواقع٬ اینجا هم پیشگیری بهتر از درمان هستش!.
من نتونستم تا الان مقاله ی خوبی پیدا کنم ولی توصیه های یکی دو نفر رو برات جمع کردم که چون ایمیل ننوشتی همین جا با توجه به محدودیت کلمات برای کامنت٬ توی چند قسمت می ذارم٬ امیدوارم که به دردت بخوره. ضمنا از لحاظ درمان و روشهای ایجاد زیبایی من فکر می کنم که با توجه به طرفداران زیادی که توی ایران در این خصوص هستش اگه نگیم خیلی پیشرفته ولی می شه گفت پیشرفته هستیم و خیلی از روشهای روز دنیا عقب نیستیم. چند وقت پیش تلویزیون اینجا متقاضیان زیاد عمل بینی توی ایران رو سوژه قرار داده بود و یه مستند در موردش نشون می داد!. ضمنا من از چند نفر هم ذر اینجا سوال هم کردم و گفتن که علاوه بر انواع و اقسام لوسیون یکی از بهترین راهها, استفاده از وان های آب گرم و ماساژ درون آب هستش.
به هر حال می دونی که نیاز به صبر و حوصله ی زیاد داره و مثل سلولیت باید حداقل دو سه سال صبوری به خرج داد و مراقب نوع تغذیه بود.
برای شل شدن پوست هم باز باید یواش یواش بهش فرصت داد و ورزشهای مخصوص رو روزانه انجام داد و با کرمهایی که دکتر پوست تجویز می کنه به همراه ماساژ ملایم٬ خیلی تاثیر گذار هستش.
می دونم که همه ی اینها رو می دونستی٬ پس فقط محض یادآوری نوشتم

حالا نتایج بدست اومده اینهاست:

آقای امیر ترابی کارشناس تغذیه می گه:
درحال حاضر در سطح دنيا در مورد درمان اين تركهاي پوستي متدهاي متعددي وجود دارد كه البته صحت و سقم انها هنوز كاملا مشخص نگرديده است و نياز به تحقيقات بيشتري دارد و با توجه به اين مساله بنده در ذيل چند شيوه رايج درمان را در سطح دنيا بطور مختصر عرض ميكنم:
استفاده از لوسيونهاي مخصوص:
در اين زمينه لوسيونهاي مخصوصي توسط كمپانيهاي مختلف توليد گشته است كه البته در صورت استفاده بايد به تقلبي نبودن انها توجه داشت
استفاده از مكمل هاي داروپي :
بعضي از محققين معتقدند كه استفاده از بعضي از مكملها ميتواند در اين زمينه موثر باشد
بر همين اساس يك شيميست ايتالياپي به نام جيانفرانكو مريزي داروپي به نام سلاسن را اراپه داد كه تركيبات اين دارو شامل روغن ماهي . روغن بادام زميني.ژلاتين.گليسرول.روغن سويا.اسيدهاي چرب.اكسيد اهن و ... ميباشد كه به اشكال داروپي قرص و كپسول تهيه شده و توصيه به مصرف ميگردد
استفاده از ماساژ:
بعضي از محققين استفاده از ماساژ و دستگاههاي ماساژور را در اين زمينه مثمر ثمر ميدانند
استفاده ازمحركهاي الكتريكي عضلات:
بعضي از دانشمندان نيز اين روش را توصيه ميكنند كه البته همانطور كه در ابتداي مبحث عرض كردم صحت ان هنوز كاملا مورد تاپيد نيست
هورمون درماني:
بر طبق اخرين تحقیقات دانشمندان٬ هورمون درماني در اين مورد چندان موثر نيست
ليپو ساكشن:
بعضي از پزشكان اين روش را توصيه ميكنند كه البته در اين زمينه بايد بگويم كه معمولا اين روش باعث بدتر شدن معضل ميگردد و علي رغم توصيه بعضي از پزشكان استفاده از ليپوساكشن ( خارج كردن چربيهاي زير پوست با استفاده از دستگاه مكنده) براي درمان اين مساله مورد تاپيد جامعه بين المللي جراحان پلاستيك نميباشد
رژيم غذاپي:
معمولا رژيم غذاپي مورد توصيه بايد از لحاظ ميزان درصد چربيها و نمك محدود باشد
فعاليت بدني و استفاده از ورزشهاي مخصوص:
چون ورزش و فعاليت بدني باعث تسريع گردش خون در بدن ميگردد لذا فعاليت بدني ميتواند در رفع اين معضل موثر باشد
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه بحث در مورد اين مساله و چگونگي و علت پيدايش ان و همچنين راههاي درمان و طول مدت درمان و ... مستلزم زمان زيادي ميباشد و من سعي كردم در حوصله اين محفل توضيحاتي را هر چند مختصر براي حضرتعالي بيان كنم و در صورت نياز به اطلاعات بيشتر ميتوانيد از طريق EMail با من مكاتبه فرماپيد
E-Mail : modern_nutritionist@yahoo.com 

دکتر علیرضا کریمی متخصص پوست هم معتقده که:

خطوط پوستي يا استراچ مارك در افراد مستعد در مواقعي كه فرد بطور زيادي در زمان كوتاهي چاق شود ايجاد ميگردد و علت آن به اين دليل است كه وقتي فرد چاق ميشود در حقيقت حجم آن افزايش مي يابد و چون پوست بصورت مساحت بايد افزايش يابد قدرت تطبيق پوستي از بين مي رود ( حجم بصورت مكعب #3 و مساحت بصورت مربع #2 افزايش مي يابد) و بافتي كه مسئول كشش پوستي است (الاستين) نمي تواند بيش از اندازه كش بيايد و پاره ميشود و اين خطوط بوجود مي آيند. و وقتي فردي كه چاق بوده حالا وزن كم ميكند به همان دليل حجم و مساحتي كه گفته شد, پوست به تن اضافه ديده ميشود و اين خطوط واضحتر ديده ميشوند. با گذشت زمان اگر فرد وزن خود را پايين نگه دارد پوست جمع شده و اين خطوط تا حد زيادي از بين ميروند. در زنان باردار اين خطوط بطور زيادي ذر سطح شكم سينه ها و ران ها و در موارد شديد روي بازوها ديده ميشوند و در افراد مستعد ژنتيكي در پسرها روي بازو و باسن و پشت ران و دخترها روي سينه ها , بازوها باسن و پشت رانها بيشتر ديده ميشود. درمان اين خطوط با كرمهاي تره تينوئين و آمونيوم استات 12% و در موارد شديد ليزر و ميكرودرمابرشن مي باشد.
http://www.shirazderm.com  :وب سایت

شخصی در همون سایت بالا سوال کرده که:

در مورد ترکهايي که روي پوست ايجاد مي شه بعد از چاق و لاغر شدن مي خواستم بپرسم و روش هاي از بين بردن اونها؟ 
جواب:
پوست داراي فيبرهائي ( الاستين ) است که در مواقعي که حجم بدن افزايش ميابد کش آمده و حجم زياد شده را در خود جا ميدهد . وقتي اين فيبرها به عللي دچار عدم عملکرد درست شوند ( کمبود اسيدهاي آمينه ضروري در رژيمهاي شديد غذائي. کمبود بعضي از املاح مثل مس. ولي در بيشتر مواقع ارث در آن نقش دارد ) پوست قابليت کش آمدن را ندارد و دچار پارگي ميشود. بعضي از کرمها و ترکيبات و ويتامينها در جلوگيري آن نقش دارند و تا حدودي باعث بهتر شدن آن ميشوند . بهترين روش براي پيشگيري از اين موضوع کنترل اضافه وزن و چاق شدن ميباشد. يعني اگر بمرور زمان افزايش وزن پيدا کنيد ديگر اين ترکها ايجاد نميشود. راههای درمانی آن لیزر، میکرودرم ابرشن و مصرف کرمهائی چون تره تینوئین است.

انار عزیز هم یه جا توضیح داده:
یه چیزی که به نظرم اومد اینه که شاید چیزی که تو به شل شدن پوست تعبیر میکنی شل شدن عضله های بدن باشه. یعنی الان که چربی آب شده عضله ها خودشون رو نشون دادند و اگر با وزنه کار کنی شاید بهتر بشه.

سمیرا هم نوشته:
برای ترک پوست اگه من درست منظورتون رو از ترک فهمیده باشم باید بگم که خوردن ویتامین ای و همچنین ماساژدادن قسمت مورد نظر با روغن زیتون می تونه موثر باشه ...

خلاصه این ها یه سری اطلاعاتی بود که من بطور اجمالی توی آرشیو انار به چشمم خورد. امیدوارم که به درد دوستان بخوره. شما هم اگه نکته ایی رو می تونین اضافه کنین مزید امتنان خواهد بود.

تکمیل:

باران عزیز هم در مورد یه لوسیون جهت پیشگیری از ایجاد ترک پوستی در دوران بارداری نوشته بود:
 I used a cream based on cocoa butter and vitamin E from third month, and now that I am in 7th month, I Don't have stretch marks

دنای عزیز هم که از خواننده های خوب انارستان هستش توی میتینگ ۶۳ قبلا نوشته:
برای خط و خوط های ناشی از چاقی یا حاملگی یکی از دوست هام من آفتاب را توصیه کرد. خودش می گفت برای اون خیلی خوب جواب داده. دلیلش هم اینه که پوست بعد از آفتاب سوختگی یه عوض می شه و لایه های جدید پوست استرچ مارک را کم تر نشان میدهند. من تابستانی تا حدودی امتحان کردم. به نظرم کمی تاثیر داشته.


پی نوشت:

اگه توی کامنتدونی انارستان سایر سوال ها و جواب ها در خصوص ترک پوستی رو پیدا کردم٬ بصورت تکمیلی به ادامه ی متن بالا اضافه می کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 10:52  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

لحظه ها را نه یادگار٬ بلکه ماندگار کنیم.
"برگرفته از فیلم هندی!"

می دونید٬ وقتی آدم توی ۱۴ساله گی! دلیاردار و دلبنددار هستش و در حد خودش٬ مسئولیت زندگی روی دوش اش هستش و از اون طرف هم می خواهد مصداق «ز گهواره تا گور دانش بجوی» باشه و الان که تازه چند صباحی از گهواره بلند شدن اش! می گذره و دوران نوجوانی رو پشت سر می ذاره٬ داره با جوانان علم آموزی می کنه و از طرفی سه روز در هفته رو هم باید به امورات یه کار نیمه وقت برسه٬ نهایتا نتیجه اش چیزی نمی شه الا اینکه بیاد و از یاران و همراهان طلب انرژی بکنه!. پس جا داره که یه پست تشکر بنویسه و از لطف همه ی انارستانی های با صفا و با مرام قدردانی کنه و بگه ممنون از محبت و صفاتون.

حالا بد نیست دو تا نکته رو هم که چند وقت هستش می خوام بیان کنم و در واقع غیر رژیمی-ورزشی هستش رو هم همینجا یادآور بشم٬ پس با اجازه تون:
یکی اینکه چند وقت پیش یکی از خواننده های عزیز اینجا که از طریق گوگل سرچ به اینجا رسیده بود برام پیغام خصوصی گذاشته بود که چرا به سوالات کامنتدونی جواب نمی دم تا اگه فرضا کسی مثل ایشون سوال مشابه داشت٬ بتونه همونجا جوابش رو بگیره؟.
برای این دوست عزیز نوشتم و الان هم اینجا توضیح می دم که چون انگیزه ی ایجاد این وبلاگ در اصل راهی برای انتقال تجربیات و ارتباط با دوستان انارستانی بود٬ در نتیجه من هم جواب سوال دوستان رو در حد وسع خودم٬ توی وبلاگهای خودشون می دم. بعد ایشون مجددا برام نوشت که در این حالت خودشون و عزیزانی شبیه به ایشون نمی تونن جواب رو پیدا کنن و یا به سختی امکان پذیره. از اونجایی که حرف حق جواب نداره!٬ و خودم هم توی وبلاگ شانه بسر عزیز که با حوصله٬ توی کامنتدونی اش سوالات بچه ها رو در خصوص ورزش و رژیم جواب می ده٬ به درستی این روش رسیده بودم٬ در نتیجه از این به بعد٬ با اجازه تون اگه سوالی در خصوص پست مربوطه یا سوال لایف استایلی توی کامنتدونی مطرح شد٬ هم توی کامنتدونی اینجا جوابی رو که به نظرم می رسه رو می نویسم و هم برای انارستانی سائل! در صورتی که وبلاگ داشته باشه کپی و پیست می کنم تا مجبور نشه برای گرفتن جواب احتمالی! دوباره زحمت بکشه و بیاد اینجا.

نکته ی بعدی هم در مورد ساز و کار دنیای مجازی هستش.
حتما شنیدین که می گن٬ اصولا آدمهای نابینا نسبت به وقایع پیرامون شون خیلی زود عکس العمل نشون می دن و این هم به واسطه ی این هستش که سایر حس ها شون خیلی خوب کار می کنه ولی به واسطه ی ندیدن شون٬ خیلی حساس هستن. حالا دنیای مجازی هم یه جورایی همین حالت رو تداعی می کنه. منتها این بار من و مخاطبم هر دو نابینا هستیم و علاوه بر اون سایر حس ها مون هم کار نمی کنه و فقط از طریق نوشته ارتباط برقرار می کنیم و گاهی هم از طریق اسمایلی ها سعی می کنیم کمی بهتر حس واقعی مون رو نشون بدیم٬ هر چند که گاهی اوقات نوشته هامون نارساست و ممکنه ایجاد سوتفاهم بکنه و علیرغم میل باطنی مون٬ باعث دلخوری بشه. اما به هر حال٬ به واسطه ی همین نوشته هاست که سعی می کنیم برای مخاطب مون شخصیت سازی کنیم. مثلا من با خوندن نوشته های آرام و کامنت هاش براش از دیدگاه خودم شخصیت سازی می کنم و وقتی خودش رو به بچه کبوتر تشبیه می کنه٬ بعد من هم جسارت می کنم و بال زدن اش رو متصور می شم یا وقتی از وزن اش می نویسه من ابعاد ذهنی براش تعیین می کنم٬ وقتی از درس و دانشگاه اش حرف می زنه٬ من کوله پشتی اش رو می بینم که آرام داره کشان کشان به سمت کلاس اون رو می کشونه! و وقتی از غم و خوشحالی اش می نویسه٬ من با روحیات اش بیشتر آشنا می شم و حتی وقتی از کوتاه کردن موهاش می نویسه٬ من هم تصویر ذهنی ام رو اصلاح می کنم.... یعنی این رو می خوام بگم که همه و همه ی شخصیتی که برای آرام در نظر می گیرم منبعث از نوشته های خودش هستش. حالا من نابینا و آرام هم نابینا! ولی هر دومون از طریق دل ارتباط برقرار می کنیم و این مهم هستش و این ابزار کار دنیای مجازی هستش. پس دیگه برام مهم نیست آرام بچه پولدار بالای شهرنشین افاده ایی خوشگل! باشه یا یه دانشجوی یه لا قبا!. مهم ارتباطی هستش که ما تونستیم برقرار بکنیم و مهمتر از اون حفظ اش بکنیم. حالا توی این تبادل ارتباط و دل! اگه روزی روزگاری این آرام قصه ی ما بدون خداحافظی بذاره بره و توی خلا دنیای مجازی گم بشه و یا توی وبلاگش هیچی ننویسه و ما رو بی خبر از حال و احوال اش بذاره  یا بدتر از اون وبلاگ اش رو نیست و نابود کنه و کل خاطرات مون رو از بین ببره و ...٬ توی همه ی این شرایط من نابینای این ور مونیتور رو دچار تضاد فکری می کنه و رابطه مون رو تا حدودی دچار آسیب می کنه.
ما توی انارستان یه جورایی دل مون رو گرو گذاشتیم. به قول اون فیلم هندی!٬ عشق از چشم شروع می شه و به دل می رسه٬ یعنی اول چشم می بینه و بعد دل می پسنده. ولی توی دنیای مجازی از طریق نوشته ها٬ اول دل می پسنده و در این میون شاید هیچوقت مجالی برای پسندیدن چشم پیش نیاد. شاید به همین خاطر هستش که توی دنیای مجازی دوستی ها اینقدر بی شیله پیله تر و ساده تر هستش و نوشته هایی رو می شه خوند که به واقع از دل بلند شدن٬ دلی که توی دنیای واقعی شاید هیچ وقت لب به سخن باز نکنه.

کاشکی لحظه ها رو نه یادگار٬ بلکه ماندگار کنیم.


پی نوشت (۱):
آرام رو مثال زدم چون هیچکدوم از شرایط مثال مندرج رو نداره و از طرفی اصولا توی سر و کله ی هم زیاد می زنیم و در عین حال دیواری کوتاه تر از دیوارش پیدا نکردم!.

پی نوشت (۲):
من٬ تبادل دل! بر اساس معیارهای حقیقی توی دنیای مجازی رو نوشتم. ولی شما صد البته که حواس تون هستش که رفیق ناباب و زغال خوب! هم توی دنیای مجازی پیدا می شه که از بحث ما خارج هستن.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:20  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

خون سالم، مادر سالم، نوزاد سالم*.
اهداي  خون  سالم، اهداي  زندگي  است.
بیایید در تمام  فصول  اهداكننده ی خون  باشيم.
هديه ی نعمت سلامتي خود را با اهداي خون پاس بداريم.
اهداي خون شما می تواند خزان عمري را بهاري  دوباره  بخشد .
نياز كشور ما در هر ۱۰ ثانيه، يك واحد خون که معادل يك اهداي خون است.
اهداي خون مستمر راهي مناسب  براي  رسيدن  به خون  سالم و  كافي است .
هموطن!، شما كه از سلامتي برخورداريد، بهترين  فرد  براي اهداي خون منظم هستيد.
درصد اهدا کننده گان مستمر خون در هر جامعه یکی از شاخص های مهم توسعه و تعهد اجتماعی است.
...


خودمون دیروز رفتیم به این توصیه ها  عمل کنیم ولی با شکست مواجه شدیم. بعد از ۴۵ دقیقه که از هفت خوان رستم٬ به خوان ششم اش رسیده بودیم٬ بهمون گفتن که متاسفانه به دلیل پایین بودن میزان هموگلوبین خون مون نمی تونن ازمون خون بگیرن و کلی قاقالی لی هم محض تشکر و تقویت! بهمون دادن.
نه اینکه فکر کنین رفتم خون بدم که وزن ام بیاد پایین! نه! به مقدسات لایف استایل بهینه ای قسم!٬ که اینطوری نبود. اصولا ما سالی دوبار خون مبارک مون رو اهدا می کنیم٬ یکی اوایل بهار و یکی هم اوایل پاییز. این اولین بار بود که از خون گرفتن امتناع کردن و گفتن که کمی کم خون هستم و باید مراقب آنمی باشم.
از اون جایی که بدن مدام در حال تغییر هستش٬ گفتم بیام اینجا بنویسم  و به شما هشدار بدم که ای انارستانی ها! و ای خواننده گان عزیزی که قدم رنجه می کنین و تشریف میارین٬ از چک آپ شش ماهه غافل نشین لطفا٬ که گاهی یه هو بدن٬ ناغافل قاط می زنه!. در عین حال اگه شرایط اهدای خون رو دارین و تمایل به اهدا هم دارین٬ یادتون نره که توی برنامه ریزی هاتون اون رو منظور کنین. فواید زیادی رو برای اهدای خون برشمردن ولی بُعد «از خود راضی شدن»  که بعد از اهدای خون به آدم مستولی می شه خیلی مطلوب هستش. چون همونطور که می دونین٬ خون ماده ی گران بهایی هستش که تنها از منابع انسانی! تهیه می شه و علوم پزشکی با همه ی پیشرفت های شگرفی که داشته هنوز نتونسته جایگزین مناسبی برای اون پیدا کنه. من "یه نفر" هستم که خون می دم و وقتی حس می کنم که با تهیه ی فرآورده های خونی و تفکیک خون به گلبولهای قرمز و گلبولهای سفید و پلاسما٬ امکان نجات جون "سه نفر" وجود داره که به این سه فرآورده نیاز دارن٬ اون حس «از خود راضی بودن!» میاد سراغم.
تا حالا خون گرم اهدا کردین؟. یعنی خونی که از بدن تو خارج می شه و بطور مستقیم وارد بدن عزیزی می شه که چند متر اون طرف تر٬ دارن روش عمل جراحی سختی رو انجام می دن. حس و لذت نابی داره اگرچه بغض و اضطراب اون جراحی بیشتره٬ اما تم اش شیرین هستش. کاشکی می شد این آرزوی محال برآورده می شد که هیچ مریضی روی تخت بیمارستان نخوابه تا هیچ وقت نیاز به اهدای خون در جهت درمان نباشه. حالا که محدودیتهای بشری مانع از برآورده شدن این آرزو هستش٬ پس اگه توان و شرایط اهدا رو دارین٬ غافل نشین پلیز!.



*شعارامسال جامعه ی بين المللي انتقال خون که توسط سازمان انتقال خون ایران ترجمه شده و اصلش این هستش: Safe blood, for Safe motherhood .

پی نوشت یک:
آقا ما تصمیم نداشتیم بنویسیم چون همچنان در گیر و داریم!. اما گفتیم تا حس و حال اهدای خون ازمون دور نشده بیایم دو کلوم! براتون بنویسیم و چون خودمون در امر اهدا ناموفق بودیم لااقل زکاتش رو از طریق نشر! بدیم.

پی نوشت دو:
این عکس هم مربوط به قاقالی لی های دریافتی هستش که چون خون گیری انجام نشد از گلوی ما هم پایین نرفت٬ خواستیم پس بدیم و امتناع کنیم ولی قبول نکردن!(شامل نوشیدنی ورزشی٬ مخلوط آب سبزیجات و میوه جات٬ دو عدد خودکار جهت علم آموزی و مهمتر از اون یادآوری برای اهدای مجدد با مارک صلیب سرخ ژاپنی!٬ یه بسته دستمال مرطوب با مارک مربوطه که روش نوشته مرسی از اهدای خون تون! و بالاخره یه شیرینی تپل پسندانه!).

پی نوشت سه:
ضمنا از همه ی انرژی فرستنده گان محترم هم خیلی بسیار زیاد ممنونیم. فاز اول انرژی ها تون دریافت شد و خیلی کارساز بود٬ هم اکنون نیازمند ارسال مرحله ی دوم انرژی های سبزتون می باشیم!. 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 10:40  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

شیرینی که عمر و نفسه
نصفی خوبه، یکی بسه!.

آورده اند که:
در ایام نوروز بخورید و بیاشامید اما خودکشی نکنید.
امام انار(س)

خوب٬ ما چون این نصایح بالای رهبر و مولا و خانوم مون انار رو گوش نکردیم٬ دچار نیم کیلو اضافه وزن شدیم و چون می گن جلوی ضرر رو هر جا که بگیری منفعت هستش در نتیجه الان در حال جلوگیری از ضررهای بیشتر و منفعت کاری! هستیم. منتها چون این دو هفته ی آتی رو درگیر هستم در نتیجه نمی تونم اینجا رو آپدیت کنم. به همین خاطر براتون عکس چند تا از غذاهای یه مهمونی کوچولو رو می ذارم که دو روز پیش رفتم و مناسبتش٬ یکی بازگشت یه دانشجوی تحقیقاتی به مام وطن چینی اش! بود و یکی هم اتمام یه کتاب که هر هفته بصورت گروهی خونده و بررسی می شد.

 اینجا یه گوشه از سالن هستش که در انتظار غذا به سر می بره!: 

 

عکس زیر گویاست ولی برای گویاتر شدن!٬ باید بگم که غذای اصلی توی ظرف بالایی٬ پنبر و تخم مرغ هستش. اون کرمی رنگها پنیر غیرخالص! هستش. تخم مرغ ها هم از وسط نصف شده و زرده ها با مایونز قاطی شده و توی کیسه ی شیرینی پزی رفته و دوباره به شکل گل توی تخم مرغ جا گرفته. اون خلال دندونها هم باعث اتصال پنیر و زیتون های سبز وسیاه شده. پشت ستون خلال دندونها هم یه ردیف بچه گوجه! هستش که توی عکس معلوم نیست ولی باعث خوش آب و رنگ شدن ظرف شده بودن. توی دیس پایینی هم غذای اصلی ماهی سالمون پخته شده هستش که با جوانه ی گندم و سایر سبزیجات تزیین شده.     

روی اون سه تا آجر سالاد هستش٬ روی تنه ی درخت هم پای سیب٬ و توی ظرف پایین هم ساشی می (ماهی خام).

 این ساندویچها هم شامل تخم مرغ و گوجه و ماهی و گوشت و اسفناج و خیار و ...بود.

 اینها هم اسفناج آب پز٬ گوشت خوک و برنج سیاه هستش که روشون نورپردازی! صورت گرفته. پیدا کردن برنج سیاه شاید براتون سخت باشه ولی جونم براتون بگه که اگه سمت چپ ظرف و به زیر اسفناج دقت کنین٬ و میکروسکوپ بندازین٬ گوشه ایی از اون رو می بینین که با اجازه تون من از همون گوشه خوردم!. حتما حجم برنجی رو که مشاهده می کنین توی ذهن تون آنالیز کنین پلیز!. 

 این غذاهایی که توی عکس زیر هستش بهتره که گرم خورده بشه٬ به همین خاطر همونطور که می بینین زیرشون٬ جایی داره که قبل از خوردن غذا گاز یه بار مصرف شمع مانند! می ذارن و غذا رو به تدریج گرم نگه می دارن. ظرف سمت راست حاوی مرغ با انواع سبزیجات هستش و ظرف سمت چپ هم حاوی ماهی تفت داده شده که با کلم آب پز و گوجه ی سرخ شده تزیین شده. یه گوشه از کاسه ایی هم که توش کمی برنج سفید به همراه سویا و هویج و نخودفرنگی و قارچ بود هم دیده می شه که فرصت نشد عکس خودش رو کامل بگیریم٬ والا می دیدین که حجم برنج مصرفی احتمالا در حد یه پیمونه برنج بود.

ضمنا سایر غذاها شامل پیتزای گوشت٬ پیتزای سبزیجات٬ لازانیا٬ ماکارونی٬ دسر میوه ایی و کیک شکلاتی بود که چون تدریجی آورده می شد من نمی تونستم تدریجی برم سر ظرفها و عکس بگیرم!. ضمنا از میز اشربه هم به دلیل بدآموزی! عکس نگرفتم.


پی نوشت بلافاصله:

آقا همونطور که گفتم من در طی دوهفته ی آتی٬ بیش از پیش درگیرم و نه تنها اینجا رو نمی تونم به روز کنم٬ بلکه احتمالا نمی تونم بهتون سر بزنم. سعی می کنم که حداقل به انارستان سربزنم و اونجا ببینم تون. شاید انتظار زیادی باشه ولی یه جورایی این مدت به انرژی سبزتون! نیازمندیم.

دیانا ملتمس انرژی پور! 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 18:18  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

من، تو و بيماري سه تن‌ايم، بيا من و تو با هم اتحاد كنيم تا بر بيماري تفوق حاصل نماييم.
"ابن سینا"

آقا ما می خواستیم که بیایم موضوع مرسوم انشا یعنی: "عید را چگونه گذرانده اید" رو بنویسیم٬ بعد دیدیم که ای بابا٬ اگه به جاش یه نکته ی لایف استایلی بگیم بهتره انگار. در نتیجه گفتیم بیایم تجربه ی موفق مون رو باهاتون شریک بشیم در قالب این شعار که:

انارستانی٬ ماساژ یادت نره!.

لازم به توضیح هستش که من یه روش خاص ماساژ دارم که قبلا هم توی انارستان توضیح دادم٬ به این ترتیب که ناحیه مورد نظر رو زیر انگشتهای دست مون رول ماساژ! می دیم یعنی حالتی مثل نیشگون! گرفتن٬ با این تفاوت که ناحیه ی زیر انگشت مون رو که در حال نیشگون گرفتن هستیم زیر دست مون٬ غلتک وار! راه می بریم تا به انتهای موضع! برسیم. شاید این عکس کمی گویا باشه٬ که البته در این عکس ماساژورز! محترم٬ به انتهای موضع رسیده.

حالا٬ اخیرا که میزان چربی های زیر پوستم کمتر شده و یه جورایی بافت ماهیچه ایی اش بیشتر شده با این روش خاص ماساژی! متوجه شدم که این نیشگون گیری رونده!٬ توی نواحی ایی که بافت ماهیچه ایی هستش خیلی به سختی انجام می شه ولی نواحی که هنوز بافت چربی مازاد دارن٬ به راحتی می شه این ماساژ رو انجام داد. درواقع با این روش ماساژ می تونین درصد چربی بدن تون رو محک بزنین!!. خلاصه پیشنهاد می کنم که حتما امتحان بکنین. اگه دست به ماساژ هم هستین یا می خواین بشین٬ یادتون نره که حتما با کرم یا لوسیون کمی دستهاتون رو (یا موضع مورد نظر رو!) چرب کنین که به پوست تون آسیب نزنین.

اینجا هم اندر فواید ماساژ در دو بعد فیزیکی و روانی سخن پردازی کرده و در بعد فیزیکی نوشته:

ـ ماساژ ايجاد هارموني و توازن در بدن نموده، انرژي را تجديد، زنده‌دلي و زيبايي را به وجود مي‌آورد.
ـ در اثر ماساژ سيستم لنفي بدن فعال شده و از طريق جاري شدن مايع لنفاوي، نيروي شفابخش در كل بدن به جريان مي‌افتد.
ـ انقباضات عضلاني، تنش و اسپاسم از ميان رفته و از طريق استحاله رسوبات گرانولي، بافت‌هاي فيبري عضلات متراكم مي‌گردند.
ـ سيستم گردش خون با يك نظام خود‌مصحح تنظيم شده، عروق، فعاليت اصلي خود را از سر مي‌گيرند.
ـ‌ خواب عميق‌تر گشته و در نتيجه تعادل ذهني بيشتري برقرار مي‌گردد.
ـ در اثر ماساژ سموم با سرعت بيشتري از طريق مثانه دفع شده و پوست شفاف‌تر و تميز‌تر مي‌شود.
ـ ماساژ كاركرد غدد و هورمون‌ها را تنظيم مي‌كند و ترشحات هورموني را به حالت تعادل در مي‌آورد.
ـ در اثر ماساژ اشتها به غذا به صورت طبيعي و متوازن مي‌شود. (پراشتهايي و كم اشتهايي از بين مي‌رود)٬چنان‌كه خاتم‌الاطباء جالينوس مي‌گويد: "به زنده ماندن بيمار پراشتها از سالم بي‌اشتها مي‌توان اميدوارتر بود."

و در بعد دوم يا فرا فيزيكي ماساژ مي‌تواند تاثيرات شگرفي به جاي بگذارد كه مختصراً به معدودي از آن‌ها اشاره مي‌شود.

ـ ماساژ توانايي بسياري در رفع فشارهاي رواني و تنش‌هاي عاطفي دارد. انسان‌هاي پيشين اين اقتدار را داشتند كه تنش را تبديل به سكينه و آرامش نمايند. سكينه آرامش بعد از طوفان است. سكون بعد از بي‌قراري و آسايش بعد از التهاب . اما انسان امروز به خاطر شاكله تكنولوژي و تمدن، اقتدار اين تبديل و تبدل را تا حد زيادي از كف داده و در نتيجه استرس‌هاي روزانه او شيارهاي عميقي را در روانش حك مي‌كند كه بعدها به صورت "بيماري" و رنجوري خود را مريي مي‌سازد. حال ماساژ سوپاپ تخليه‌اي است كه اولاً سعه وجودي و تحمل انسان را وسعت مي‌بخشد تا انسان‌ها دچار انفجارهاي رواني نشوند. ثانياً توانايي از دست رفته بشري را براي تبديل استرس به آرامش بازسازي مي‌نمايد.
ـ ايجاد بالانس و تعادل رواني در گيرنده (Risiver)  نموده و اعتماد به خود را در او افزايش مي‌دهد.
ـ رفع افسردگي و سرد مزاجي.
ـ تنفس را عميق و لطيف مي‌كند. چنان‌كه مي‌دانيم، هر قدر تنفس ما ژرف‌تر و بي‌صداتر باشد، جنبه‌هاي حياتي ما بيشتر بوده و تموجات انرژيتيك غالب‌تر است، ماساژ فرايند تلطيف و تعمق تنفس را افزايش مي‌دهد.
ـ ماساژ عصبانيت خارج از كنترل و ترس‌هاي رواني را از انسان دور مي‌كند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 14:21  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال

ای دگرگون کننده ی دل ها و بینش ها
ای گرداننده ی روزها و شب ها
ای متحول کننده ی سال ها و سر گذشت ها
بگردان حال ما را به نیکو ترین حال

سال نو بر همه تون مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:49  توسط دیانا  |