|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: امت سلحشور انارستان توجه فرمایید٬ اطلاعیه: میشه لطف کنید به هم یه جوری خبر بدید؟ سرور کلی سایت من داون شده و برای همین هیچ کدوم از وبلاگها دیده نمیشه. دارن روش کار میکنند و امیدوارند که زود درست بشه. اما تا اون موقع هیچ کدوم وبلاگها باز نمیشه. ممنون پس یکصدا می شعاریم که: انار بی خانمان داون سروران بدانند ای رهبر فرزانه پی نوشت مهمتر: تپلان٬ یاران٬ همراهان٬ همرزمان و هم میهنان وطن اناری: طبق شواهد و مدارک موجود هم اینک دستهای پلید چربی که از آستین سرور بیرون آماده بود٬ قلع و قمع و بریده شده و زین پس می توانیم شاهد آسمان صاف و آبی انارستان باشیم. لذا بدین وسیله به اطلاع شما عزیزان می رسانیم که میتینگ این هفته کما فی السابق در مام میهن اناری مان برگزار می گردد. پس بار دیگر یکصدا می شعاریم: ای چربی پر فتنه ---------------------------------------------- |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:33 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: آقا ما این اطلاعیه رو توی انارستان دیدیم که از طریق ستاد تبلیغاتی "یه دوست" منتشر شده. گفتیم که ما هم ادای دین کنیم. -------------------------------------------------------بسمه تعالی--------------------------------------------------------- من الله توفیق
پی نوشت: آقا ببخشین که ما این روزها کمی درگیریم و نمی تونیم درست و حسابی بهتون سر بزنیم. من همین دور و برها هستم و دارم پشت صحنه ی عرصه های ورزشی! فعالیت می کنم. سعی می کنم در اسرع وقت بهتون سر بزنم و از شرمنده گی تون در بیام. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:18 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: فتح ستارگانی که هزاران فرسنگ با ما فاصله دارند با برداشتن اولین قدم ممکن شده است. آقا ما این نوشته ی زیر رو برای آزی فرستاده بودیم و آزی عزیز هم قبل از مسافرت من نوشت که بهتره اول توی وبلاگ بذارم تا بعد سر فرصت بتونه توی منوی سه شنبه ها بذاره. منتها همون موقع دیگه من نتونستم پست اش کنم چون تصمیم داشتم که چند تا عکس هم اضافه کنم تا مراحل ساخت و ساز رو ببینین. ولی الان چون یه سری از عکسها رو می تونین اینجا ببینین در نتیجه دیگه من اینجا عکسی نذاشتم تا صفحه بیش از این سنگین نشه. از طرفی چون زیادی نوشتیم و نمی خواستیم دو قسمتی اش کنیم و شاید حوصله ی خوندن شون رو نداشته باشین در نتیجه می ذارم اش توی ادامه مطلب که اگه روزی روزگاری فکر کردین به کارتون میاد بخونین اش.
پی نوشت: «... دو نکته رو در مورد غذای پاکستانی می خواستم بگم: فقط یه نکته ی کوچولو رو هم من اضافه کنم که عدسی که برای اون غذا بکار می ره با عدس معمولی فرق داره و توی ایران هم داریم و اگه اشتباه نکنم بهش می گیم «دال عدس» و این شکلی هستش:
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:40 توسط دیانا
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیدید که می گن: پيروزی، به دور انديشی و محكم كاری است. آقا ما برگشتیم و شرمنده ی الطاف همه تون هستیم. دیشب رسیدم و دلم برای دل پرمهر همه تون تنگ شده. از صبح هم هی مترصد فرصت بودم که بیام پای بساط ولی جور نشد و الان که دلیار یه ساعتی رفت بیرون و دلبند هم رفت برای تمرین ورزشی٬ من هم بدو بدو خودم رو رسوندم اینجا که بتونم یه سلامی خدمت تون عرض کنم.
اما چرا این عنوان رو برای این پست انتخاب کردم؟ چون اگه به عدم کادر بندی درست٬ نسبت به "تهران ۲۰۰۷"! این عکس بالا توجه نکنین و حتی به ۲۰۰۶ایی که ناشیانه شده ۲۰۰۷هم توجهی نشون ندین ولی واجب عینی هستش که به اون پارچه ی سفید مستطیل شکل و نوشته ی روش توجه ویژه مبذول کنین که نوشته شده: امر به ورزش٬ امر به معروف است. خلاصه که از قدیم گفتن:
پی نوشت: انتظار و انتظار و دلشوره برای پرواز ایران ایر که بیش از ۵ساعت تاخیر داره و توی فرودگاه کره دچار نقص فنی شده:
بالاخره با خسته گی از راه می رسن:
خسته و غریب و بی مستقبل! اما همچنان در حال پندگیری از سرمربی زبده ایی که لحظه ایی از آموزش بازنمی مونه.
ترک سالن و رفتن به هتل تا شاید ساعاتی رو به آرامش بگذرونن:
خبرگزاری مهر تیتر می زنه: "پرواز والیبالیست های ایران با آرزوی صعود به المپیک ؛ سخت اما ممکن" و بعد می نویسه: تیم ملی والیبال کشورمان به منظور حضور در یکی از مهمترین و شاید حساس ترین آوردگاه های چند ساله والیبال ایران، شب گذشته تهران را به مقصد توکیو ترک کرد.... خبر رو می خونم و سر تکون می دم و دلم می گیره برای چشم های منتظر و در عین حال خسته ی بازیکنانی که هیچ استقبال کننده ایی ندارن که ورودشون رو برای این مهمترین و حساس ترین آوردگاه! پاس بداره. چی؟ سفیر؟ سفارت؟ بخش فرهنگی؟ هماهنگی؟... چیزه...آره...یعنی...جیزه!. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 18:37 توسط دیانا
|
|
||