تبليغاتX
توان

 شنیدید که می گن:

دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است.
"آلفونس کار"

از امروز یواش یواش دارم برمی گردم به دنیای مجازی که به واقع برام منشا اثرات زیادی بوده. ساده ترینش به قول آلفونس جون٬ پیدا کردن خونواده ی دیگه ایی بوده که توی انتخابش اختیار داشتم. از این انتخاب به خودم می بالم و از بودن شما در کنارم خرسندم.
بی مقدمه و موخره دعوت تون می کنم که به خوندن سفرنامه ی محمود آقا که با سعه ی صدری که دارن ما رو قابل دونستن و نوشتارشون رو در اختیار ما قرار دادن. اگرچه اقامت شون خیلی کوتاه بود ولی با ریزبینی خاصی خیلی چیزها رو مد نظر قرار دادن که از این بابت بهشون تبریک می گم و شاید خوندن شون برای شما هم خالی از لطف نباشه٬ بخصوص که ما این برادرمون رو از صدقه ی سر انار و انارستانیان پیدا و انتخاب کردیم. محمود جان باز هم ممنون از همه ی الطافت. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:27  توسط دیانا  | 

شنیدید که می گن:

شازده کوچولو گفت: ... نگفتی "اهلی کردن" يعنی چه؟
روباه گفت: "اهلی کردن" چيز بسيار فراموش شده‌ای است، يعنی "علاقه ايجاد کردن."
- علاقه ايجاد کردن؟
روباه گفت: البته. تو برای من هنوز پسربچه‌ای بيش نيستی. مثل صدها هزار پسربچه ديگر، و من نيازی به تو ندارم. تو هم نيازی به من نداری. من نيز برای تو روباهی هستم شبيه به صدها هزار روباه ديگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی، هر دو بهم نيازمند خواهيم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنيا يگانه خواهم بود.
شازده کوچولو گفت: کم‌کم دارم می‌فهمم. گلی هست و من گمان می‌کنم که آن گل مرا اهلی کرده است.
...
روباه گفت: هيچ چيزی را تا اهلی نکنند، نمی‌توان شناخت. آدمها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند. آنها چيزهای ساخته و پرداخته از دکان می‌خرند. اما چون کاسبی نيست که دوست بفروشد، آدمها بی‌دوست و آشنا مانده‌اند. تو اگر دوست می‌خواهی مرا اهلی کن!
شازده کوچولو پرسيد: برای اين کار چه بايد کرد؟
روباه در جواب گفت: بايد صبور بود. تو اول کمی دور از من به اين شکل لای علفها می‌نشينی. من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هيچ حرف نخواهی زد. زبان سرچشمه سوءتفاهم است. ولی تو هر روز می‌توانی قدری جلوتر بنشينی.
....
روباه گفت: ... و اينک راز من که بسيار ساده است: بدان که جز با چشم دل نمی‌توان خوب ديد. آنچه اصل است، از ديده پنهان است.
شازده کوچولو برای اينکه به خاطر بسپارد، تکرار کرد:
- آنچه اصل است،‌ از ديده پنهان است.
- آنچه به گل تو چندان ارزشی داده، عمری است که تو به پای او صرف کرده‌ای.
شازده کوچولو برای اينکه به خاطر بسپارد، تکرار کرد.
- عمری است که من به پای گل خود صرف کرده‌ام.
روباه گفت: آدمها اين حقيقت را فراموش کرده‌اند ولی تو نبايد فراموش کنی. تو هر چه را اهلی کنی، هميشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول گل خود هستی.
شازده کوچولو برای آنکه به خاطر بسپارد، تکرار کرد:
- من مسئول گل خود هستم.
...

«برگرفته از کتاب شازده کوچولوی آنتوان دوسنت اگزوپری٬ ترجمه ی محمد قاضی, صفحات ۹۱- ۸۴ »

آقا ما به عنوان یه اهلی شده ی انارستانی٬ دومین سالگرد تولد وبلاگ « داستان ورزشکار شدن یک انار» رو اول به انار عزیز و بعد هم به همه ی انارستانیان اصیل و منسوبان انارستان تبریک می گیم. این هم کیک تولدانه با نمادی از کره ی زمین که ما تپلان انارستانی از در و دیوارش آویزون شدیم و تپه ی انارستان مون رو به کره ی انارستان تبدیل کردیم و داریم ازش بالا می ریم.



بهترین هدیه ایی هم که می تونم بهتون بابت این روز عزیز بدم این هستش که بگم توی این روزهایی که مرخصی بودم یه میتینگ انارستانی داشتم و اگرچه میتینگی دو نفره بود ولی به هر حال منشا و مبدا و نحوه ی شکل گیری اش به یمن و برکت وجود انار عزیز و انارستانِ بی نظیر بود. حدود دو هفته پیش محمود آقا که یکی از خوانندگان خوب انارستان هستن از یکی از کشورهای اروپایی برای کاری اومدن توکیو و نمی دونین چه حس شیرینی بود دیدار با ایشون. کسی که همه ی شناختی که از ایشون داشتم منوط می شد به انارستان و کامنتهایی که گذاشته بودن و انشایی که پارسال همین موقع ها برای انارستان نوشته بودن و بعد هم چند تا ایمیل ورزشی و رهنمودهای تجربی و انتقال تجاربشون در این خصوص. منتها با دیدن شون انگار سالها بود که ایشون رو می شناختم. درست مثل برادری که از بیشینه و کمینه اش آگاهی و درست به واسطه ی همین حس قرابت٬ یه روز کامل رو در کنار هم به گشت و گذار پرداختیم و از هر در سخنی گفتیم و گل گفتیم و گل شنیدیم و یه روز خاطره انگیز انارستانی رو رقم زدیم. و صد البته که محور حرفها هم اغلب به نوعی برمی گشت به ویژگی های انار و محاسن انارستان و همدلی های انارستانی. در یک کلام ایشون گفتن:

«هر وقت وبلاگ انارستان رو باز می کنم برای من تبلوری از شادی و شادابی و سرزندگی و منشا انرژی هستش».

این هم جهت شراکت شما در میتینگ انارستانی که ما در حضور محمود آقای عزیز داشتیم:

قسمتی از توکیو از ارتفاع ۲۵۰متری:


دور نمایی از کوه فوجی سان!(قابل توجه یه دوست عزیز):

توکیو تاور رقیب ژاپنی برج ایفل! که چند وقت پیش ۵۰ ساله شد و الان در انتظار ساخته شدن هووش! هستش که تا سال ۲۰۱۱ به پایان می رسه.


این هم نهاری که در جوار محمود آقا در یه رستوران که به سبک ژاپنی بود خوردیم و به شرافت انارستانی مون قسم این برنجی که ملاحظه می کنین فقط در حد چند قاشق ازش خورده شده و نه بیشتر.
و در نهایت این هم یکی از سوغاتی هایی هستش که ایشون زحمت کشیدن و ما رو حسابی شرمنده کردن. پس به مناسبت این تولد عزیز شما هم بفرمایین از این شیرینی های خوشمزه که همه چیزش در گرو مهر انار و انارستان هستش نوش بصر کنین پلیز!.



انار جون باز هم دوساله شدن وبلاگت رو که منشا تغییرات زیادی در اکثر ماها شده رو صمیمانه و از اعماق وجود بهت تبریک می گیم و امیدواریم که تا تحقق کامل همه ی اهدافی که از ایجاد این وبلاگ داشتی و داری٬ بتونیم جملگی در کنارت بمونیم. درسهای زیادی از انارستان یاد گرفتیم و تمرین کردیم که بارزترین شون صداقت و شفافیت و بهره گیری از یه مدیریت خوب و کارآمد هستش. بابت همه ی آموخته ها و همه ی حس های شیرینی که تا حالا تجربه کردیم٬ و دوستان بسیار عزیزی که به این واسطه و توی این راه پیدا کردیم٬ ازت ممنون و سپاسگزاریم.


آقا ما این هفته رو هم هنوز درگیریم ایشالا از سه شنبه ی آینده کمی ورجه وورجه ی مجازی مون رو بیشتر می کنیم و چله ی انارستانی مون رو که از امروز شروع می شه رو با انرژی بیشتری جشن می گیریم. حالا فعلا اینها باشه پیش شما تا بعدبا فراغ بال بیشتری برگردیم.


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 12:35  توسط دیانا  |