تبليغاتX
توان - اندازه گیری های تپلانه !

شنیدید که می گن:

فصيح ترين زبان ، عمل است.
"مارلو"

بحث درصد چربی بدن توی انارستان برای من خیلی جالب بود و باعث شد که به نکاتی توجه و دقت کنم که تا حالا گذرا ازش می گذشتم و خیلی روشون دقیق نمی شدم مثلا مثل این ترکیب:

در کل به این نتیجه رسیدم که اندازه گیری هایی که برای برآورد سلامتی بدن انجام می شن اگرچه هر کدوم به تنهایی یه معنی دارن ولی وقتی در کنار هم قرار می گیرن معانی مختلفی پیدا می کنن و بعد سرجمع شون یه برآورد نسبی به ما می ده و در عین حال ممکنه توی هر مرحله خطاهایی موقع اندازه گیری داشته باشیم.
مثلا ساده ترین ابزار اندازه گیری تپلانه! که در اختیار همه مون هستش٬ متره که ابعاد بدن مون رو باهاش برآورد می کنیم و برای اینکه دچار خطا نشیم باید خیلی مراقب باشیم که متر بالا و پایین نباشه و هر بار برای مقایسه با دفعه ی قبل درست همونجایی رو اندازه بگیریم که دفعه ی قبل متر رو گذاشتیم.
بعد می ریم سراغ ترازو تا وزن رو برآورد کنیم. حالا خود تعریف وزن توی مبحث فیزیک علیرغم اینکه ساده هستش ولی کمی پیچیده ست و خلاصه اش اینکه اگه درست در راستای عمود بر ترازو نایستاده باشیم احتمال خطا می ره بالا (اون بحث زمان اندازه گیری و لباس و... هم که سرجاش هستش).
بعد می ریم سراغ شاخص توده ی بدن یا همون( BMI ( Body Mass Index که در واقع خودش از تقسیم وزن بر مجذور قد بدست میاد. یعنی متر و ترازو در محاسبه اش نقش دارن!. حالا باز به فرض اینکه از متر و ترازو درست استفاده کرده باشیم می بینیم که به لحاظ فرمولی BMI با قد ارتباط مستقیم و با مجذور وزن ارتباط معکوس داره و در نتیجه معمولا هشدار می دن که BMI برای خانومهایی که قد کوتاهی دارن خیلی شاخص خوبی نیست و بطورکلی هم می گن که این شاخص همیشه تعیین کننده ی میزان چربی بدن نیست چون وزن ما همیشه به خاطر چربی بالا نیست و گاهی هم عضله باعث زیاد بودن وزن مون می شه. شاید این عکس به حد کافی گویا باشه.

حالا با این اشکالی که بر BMI وارد می شه٬ ما تپلها که کاهش وزن توی دستور کارمون هستش٬ الزاما سوق داده می شیم به طرف شاخص بعدی یعنی درصد چربی بدن ( Body Fat Percent ) که برای این یکی دیگه به یه فرمول و متر و ترازو بسنده نمی شه و همونطور که دوستان توی انارستان گفتن انواع و اقسام ابزار اندازه گیری  و روشهای مختلف برای اندازه گیری اش لحاظ شده. منتها باز هم این ابزارها رو بطور کلی یه خطای ۶-۲ درصد براشون در نظر می گیرن. ولی به هر حال باز چون یه برآورد نسبی از بدن رو می ده در نتیجه بهتر از هیچ هستش. در واقع می شه گفت که درصد چربی بدن مکملی هستش برای سنجش BMI و در مواقعی که توی شرایط نرمال با رژیم منطقی و ورزش متناسب٬ وزن کم نمی کنیم و BMI مون پایین نمی یاد٬ سنجش درصد چربی بدن٬ معیار بهتری برای برنامه ریزی آتی و ادامه ی راه هستش. منتها باز هم گوشه ی چشم مون باید مراقب خطاهای این روش اندازه گیری هم باشه.
باز در کنار اینها و برای پوشش دادن بهتر سلامت بدن و در صورت ضرورت٬ می شه میزان متابولیسم رو هم اندازه گرفت. کاری که انار به تشخیص متخصص تغذیه و ورزش اش پارسال انجام داد.
شخصا چون تپلی دلانه!(شکمی) دارم قابل اعتمادترین و کم هزینه ترین روش اندازه گیری که وهله ی اول بهم نشون می ده چربی بدنم بالاست نیشگون گرفتنه! وقتی پهلوهام رو نیشگون می گیرم و اون گوشتهای اضافی می یاد زیر انگشتهام می فهمم که چربی های ملعون هنوز جا خوش کردن!. روش بعدی هم به قول آزی سر رفتن! چربی هاست وقتی که یه سایز شلوار کوچکتر می پوشم. از شوخی گذشته اگه چیزی قابل اندازه گیری و سنجش نباشه( ولو با نیشگون!)، قابل بهبود نیستش ولی اونچه که مهمه این هستش که فراموش نکنیم که ابزار اندازه گیری فقط یه برآورد هستن برای شرایط نسبی بدن مون٬ حالا هر چی دقیق تر باشن و خطای محاسباتی کمتر باشه این برآورد و تخمین به واقعیت نزدیک تره. نباید اونقدر به این ابزار وابسته باشیم که عدد و رقم شون روی اعصاب مون بره و نباید اونقدر هم بی تفاوت باشیم که از شرایط بدن مون غافل باشیم.


پی نوشت:
اگه احیانا عکس ها دیده نمی شن این لینکهای مستقیم شاید کمک کنه:
http://i41.tinypic.com/ea1hr6.jpg
http://i44.tinypic.com/214oako.gif

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:9  توسط دیانا  |